یک عکس و چند نظر
![]()
درود بر همرهان وبگاه همدلی مزیری بی ورا.
شاید به جرات می توان این ادعا را داشته باشم که این اولین پستی ست که بر روی وضعیت واتس آپ نهاده و با حجم زیادی از بازخوردها که نیمی از آن نیز صرفا با استیکرهای احسنت، دسته گل و ... همراه بود و از آنها صرفنظر کردم، مواجه شده ام. اما چرا این حجم از بازخورد از این متن بسیار بسیار کوتاه ولی پرمغز را شاهد هستیم را باید به ساعت ها بحث و گفتگو نهاد. اینکه در این برهه زمانی ما شاهد له شدن گُرده و شانه ی خیل زیادی از اقشار مردم زیر فشار اقتصادی، کمبود مواد اولیه غذایی همچون روغن و ... و صف های طولانی، یارانه جدید و باز ماندن خیلی از اقشار، گرانی های افسار گریخته و ... هستیم و از سوی دیگر ما شاهد آغاز بزرگترین رویداد فرهنگی کشور یعنی نمایشگاه بین المللی کتاب هستیم و به تبع آن گرانی افسار گریخته قیمت کتاب، بازدید کم از نمایشگاه به نقل از حاضرین در نمایشگاه و مهم تر حضور کم ناشرین قدیمی و بنام را شاهد هستیم.
الغرض در ادامه، بازخوردهای دوستان عزیز را روی این پست به اشتراک می گذارم تا شما همراهِ ارجمند نیز از بازخوردهای این عزیزان بهره مند شوید.
*******************
سلام لحظه لحظه آدینه به شادی و تکامل
اگر در جامعه همین یک جمله کوتاه درک می شد نیاز به نگارش این همه کتاب و مقاله نبود.
اکبر جعفری
*************
احسنت، احسنت
آفرین
شاه بیتی است زرنگار
احمد خواجه حسنی
***********
واقعا فقر فرهنگی از فقر مالی بدتره
سیده طاهره مزارعی
***********
افزایش سرانه مطالعه ⬅️ جامعۀ آگاه⬅️ زندگی آگاهانه⬅️ انتخاب آگاهانه ⬅️ سعادت اجتماعی
حسین ربیعی مطلق
***********
کاملا درسته. ریشه تمامی مشکلات امروز کشور از عدم آگاهی میاد. وقتی برای فکرمون هیچ ارزشی قائل نیستیم، و اونو به حساب نمیاریم، این فکر لاغر و نحیف میشه و گرگ ها به راحتی اونو شکار میکنند. اونها با تسلط بر افکار مردم به اهدافشان میرسن و نتیجه میشه صف های طولانی روغن و نان!
رحیم دوستکام
*************
وقتی در جامعه ای آگاهی از ناآگاهی گران تر شود و هزینه های بسیاری را برای فرد آگاه داشته باشد جامعه به سمت و سوی ناآگاهی می رود و ناآگاهی میشود فضیلت . کتاب منبع نور است و ما با نور قهر کرده ایم و قطعا در تاریکی به نهایت ماموریت خود که همانا رسیدن به نور خداست نخواهیم رسید.
محمد غمخوار
*************
مرگ فرهنگ و اخلاق ...
علی آرمین فر
**************
آخه از کتاب میشه صرف نظر کرد از گوجه و سیب زمینی و نان نه!😀
هفته قبل دنبال کتاب هنر انسان شدن "کارل راجرز" بودم! معمولا حوصله انتظار سفارش پستی ندارم و نیز به خاطر حمایت هر چند اندک، کل کتابفروشی های بوشهر را گشتم. نبود! به کتابفروشی های آنلاین سر زدم نبود! گیسوم سفارش دادم هنوز منتظرم خبر بدهند😀😀
دکتر یحیی یحیایی
***************
درود حسام جان. به صف ایستادن مردم همان هایی هستند که با کتاب بیگانه اند . اگر یک نظرسنجی می کردید از افرادی که صف را تشکیل می دهند شاید به نتیجه واقعی می رسیدید. اندیشمندان، نخبگان و با سوادان و... اگر از گرسنگی بمیرند، نمی روند به صف بایستند. نمی خواهم توهینی به افراد تشکیل دهنده صف کنم. متاسفانه جامعه ما دو قطبی شده: قطبی زیر خط فقر مادی و فکری که روزانه فقط وفقط به فکر تامین معیشت خود و خانواده هستند. قطب دیگر سرمایه دارها که با حمایت سیاست غلط دولت ها، پله ترقی و رشد سرمایه را یکشبه طی کرده وهمواره نمودار رشد سرمایه آنها صعودی است و اینقدر استاد شده اند که دست هر اقتصاد دان را از پشت بسته اند امثال دکتر حسینی ودانش جعفری و...
طبقه ای به نام روشنفکر ، پرسشگر ، نخبه ،اندیشمند و ...که اهل مطالعه باشند وجود ندارد. این مجموعه فقط خود را در زیر مجموعه هایی در قالب انجمن های ادبی سرگرم کرده و نسبت به پیرامون خود بی تفاوت وخود را به شعر و داستان بررسی ادبا وشاعران بزرگان گذشته میکنند و در خصوص تنش های ایجاد شده جامعه که موجب گرانی ونابسامانی شده هیچگونه بیانیه و یا اظهار نظری نمی کنند . در واقع طبقه ای یا سندیکایی ندارند که صدایشان را کسی بشنود. و البته فصل مشترکی نیز با افراد پیوسته در صف ندارند. با سرمایه دار هم از ته دل دلخوشی نداشته عادت به صف هم ندارند که برای خرید کتاب به صف بایستند .
کتاب چه ارزان وچه گران بهم عاریه داده و یا از کتابخانه شخصی وعمومی تهیه می کنند. اگر تعداد اندکی از این قشر در صف بودند نحوه اعتراض شکل دیگری در صف خود را نشان می داد. غذا قوت روزانه است. اعضای خانواده دهان وچشمشان به پدر ومادر خانواده است وندارها مجبورند به صف روند ولی اهل مطالعه اینطور نیست .جامعه با رشد تورم از هم گسیخته دچار ناهنجاری های روحی و روانی شده خانواده ها همه عصبی هستند . وقتی تنش روحی و روانی افزایش یابد نرخ مطالعه به صفر میل میکند. همین عامل ورشکستگی کتاب فروشی های بزرگ شده است و آمار مطالعه در ایران از نرم بین المللی پایین تر است . به نسبت رشد تورم پرونده های قضایی صعودی است و ناهنجاری ها وبزهکاری ها و.... بیشتر .
مطالعه نیاز به آرامش دارد. هر صفی ریشه اش نا آرامی بوده. پس مطالعه و کتاب و مطبوعات سنخیتی با صف ندارد.
حاج محمد علی حیاتی
**************
سلام
عالی نقد خوب و تکان آور و تامل برانگیزی است آقای مهندس
دکتر باورصاد
****************
ححححسسسیاممممم
ککککلللللت ششششششدددد چچچچ ککککششش
بابا تو دیگه کی هستی؟؟؟!!!!
نیستانی را باید کین کاریکاتور را بتفسیراند یعنی تفسیر کند....
خیلی والا کلاسه. اینو کجا جستی؟؟؟؟
اما.... سلام حسام. انرژی مثبتی!!!
قاط زدم. این تصویر فوق العاده است.
فراتر از فاز فکری و ظرفیت اندیشه من است.
تازه اگه پتک بود!!! نمی دونم اصلا هزاران تصویر و تصور تو حجم مغزم مث کرم وولو می خورند!!
اما نمیتونم همه را بیان کنم.... قفل کردم.
چکش آره ... کله شده چکش و معلوم نیست می خواد با لبه کوبنده اش گرانی را بکوبه یا....
با دو لب شیار دارش قفل مغزهای یخ زده و اندیشه های ایستا را بگشاید.... و هزاران تفسیر و تبیین دیگر.
مغز و تفکری که چکش شده و اندیشه های پویا و کنش آفرین را می کوبد و تنها منطق و تکیه گاهش چکش که نماد زور و کوبش است را الغاء می کند.
با یک سر می کوبد و آنگاه که میخش را کوبید و اوضاع بر وفق میل و مرادش شد وهمه چیز تحت سیطره اش در آمد سپس برای بهره کشی و فرمانفرمایی با لبه دوسو و شیار دار میخ را بیرون آورده و با نهایت استیلا و کنترل منویات و خواسته های خویش را به مرحله اجراء می گذارد.
ونیم تنه که دستانی را به حالت تسلیم بر روی سینه نشان می دهد نمادی از تسلیم توام با ترس و تعظیم با اکراه است و از اندیشه ای سرخورده و مهارشده حکایت دارد.
ازیرا که مغز مر کز فرمان اعضاء و تمامی ساختار بدن است و آزادی تفکر و اندیشه که نباشد حرکت نیست و سکون متجلی در پایین تنه شاید بیانگر این تصور باشد.
اما تصویر و متن نوشته هم خوانی ندارد... چه بسا تصورات و تخیلات گونه گون که یحتمل فکر حقیر بدان دست نمی یابد و هنر کاریکاتور خلق ترکیبی پیچیده و چند پهلو است که در یک تصویر هزاران بار مفهومی و معنایی متجلی می سازد و نازک بینان و متبحرین به زوایای پیچیده هنر کاریکاتوریست تفسیر توانند کرد.
مخلص کلام حسام جان بسیار متبحر در انگیزش و تحرک هستی.
پر انگیزه، کنشگر و حرکت آفرینی. آفرین به شما.
و این اندک زاییده و تراوش فکری من بود و هزاران تفسیر دیگر به عهده فرهیختگان فرزانه که اندیشه و تفکرشان چونان رودخانه ای پر آب خروشان جاریست و هزاران، صدها هزار بیشتر از تراوش افکارشان سیر آب می شوند.
زیستتان زاینده
اندیشه ات فرازمند
عروج فریادتان تا بلندای انسانیت.
بهزاد حیدری
****************
این صف نکشیدن برای کتاب و اون صف کشیدن برای چیزهای دیگه هر دو ریشه مشترک دارن (فقر).
ریشه اون فقر از این فقر هست (فقر دانش و سواد)
دکتر حبیب کمرخانی








