بخش دوم یک عکس و چند دیدگاه
مدتهاست که اقتصاد این کشور بیماراست و از درد فراوان درون فریاد می کشد و هستند متخصصانی که علت این مرض را بررسی و مرهم درد را هم می دانند.
پس چرا ؟ این مریض ناخوش احوال را نزد شکسته بند می برند. خدا می داند علت بیماری این اقتصاد، سکته های پی درپی ست که باعث از کار افتادن جسم و جانش شده است. ولی درمانش گچ گرفتن و ماله کشیدن نیست.
اقتصاد درهمه جا سرک می کشد
همه جا را تحت الشعاع خود قرار می دهد
کتاب غذای ذهن است
و نان غذای جسم
امروزه درمملکتی که اقصاد بیمار است
ما تلاشمان بیشتر برای زنده ماندن است
و غذای ذهنمان هم نیازش از دغدغه های این بیماری لاعلاج بی نیاز می شود
شکم خالی ذهن را خالی نگه می دارد.
گودرز رحیمی
**********
سلام
این نشان می دهد؛ آگاهی در برابر مشکلات.سبب آرامش و شکست سوء استفاده گران است.
البته؛ وجه دیگری هم دارد:ای کاش اینقدر که به فکر فربه گی جسمیم کمی هم در فکر درمان احتضار روح با تناول داروی مطالعه بودیم.
حرص برای مال دنیا مهوع، و حرص برای معنویت( مطالعه) فضیلت است که متاسفانه نداریم.
علی حسین جعفری
***************
باسمه تعالی
در این دوران پر از استرس و مملو از خبر های بد اقتصادی ، دلمان به همین قلم و کاغذ خوش است که بد و بیراه و دق دلیمان ، بشود پاششِ یک اثر هنری روی صفحه ی سفید خط داری. اما آیا بنویسیم از تحلیل های اقتصادی طنزآلود مردمان فانی ؟ یا بنویسیم از برنج هندی و پاکستانی ؟ از رای و صندوق و چهار پر سواد ؟ یا به امید بازگشت پر ابهت ارزانی ؟ بنویسیم از گرانی مرغ و تخمش ؟ یا از این حجم افتضاح کتابخوانی ؟
هر چه هست ، دلمان خوش نیست. حال فرهنگمان خوش نیست که امروز این صف ها و احتکار ها را می بینیم. اثبات عقب ماندگی ، امروز روبه روی ماست.
سید امیرحسین مزارعی
*****************
آقا من فکر می کنم عده ای عمدا فکر و ذهن جامعه رو به سمتی برده اند که افراد جامعه فقط فکر به دست آوردن اولویات و ضروریات زندگی شون باشند.
مطالعه و کتاب برای جامعه ای است که فکر و ذهن مشغول اولویات و به دست آوردن ضروریات حیات نباشد.
سید جعفر حسینی
***************
درود حسام جان
تصویر وضعیت شمایکی از جالبترین تصاویر بدون شرح است ولی درعین حال میتوان درشرحش کتابی هفتاد من کتابت نمود.
اصولا دیکتاتورها می خواهند شما کتاب نخوانید و همیشه درترافیک بمانید و سر موضوعات کوچک به جان هم بیافتید تا زمان و آگاهی را آرام آرام از دست دهید وچیزی بزرگ در درون شما به نام امید را نابود کنند. پس لطفا کارهایی که دیکتاتورها دوست دارند انجام ندهیم.
ستار کاووسی
✨✨✨✨✨✨✨✨
درود بر دوست گرامی جناب آقای مزارعی بزرگوار
دوست دارم این متن زیبا را برای شما در توضیح آن کاریکاتور و تصویر بسیار تامل برانگیز بفرستم تا در وبگاه درج نمایید.
فکر می کنم یکی از بهترین حاشیه هایی است که در باره اوضاع این روزهای سرزمین ایران است.
خیل گرسنگان و فقرا و گروه اندک اهل اندیشه و خرد و کتابخوان.
به امید برگشت به دوران طلایی کشورمان ایران که مهد علم و دانش بود و مهد ثروت و نعمت و رفاه.
در تاریخ آمده است که وقتی اعراب ایران را فتح کردند و آن همه ثروت و نعمت و زیبایی وگل و بلبل و آب و آبشار ودرخت و چشمه دیدند و آن همه مردان و زنان زیبا رو و خوش اندام و خوشگل دیدند همه گفتند بهشتی که خدا وعده داده است همین ایران است...
«فقر تا کفر!
✅ "کاش در سرزمین مصر به دست یهوه مرده بودیم، آن زمان که کنار دیگ گوشت مینشستیم و تا حد سیری نان میخوردیم! به یقین ما را به این صحرا آوردید تا تمامی این خیل پرشمار را از گرسنگی بمیرانید. (خروج ۱۶: ۳)
✅ به گزارش سفر خروج، بعد از آنکه حضرت موسی به دستور خدا، بنیاسرائیل را از مصر بیرون برده و از ستم مصریان رهانید، گرسنگی آنان را چنان آزار داد که آرزو کردند "کاش با شکمهای سیر، پای دیگهای گوشت" و در اسارت مصریان مرده بودند ولی مجبور نمیشدند این همه سختی و گرسنگی را تحمل کنند. البته سِفر خروج گزارشش را اینگونه تکمیل میکند که: "موسی گفت یهوه زمزمههای شما را علیه خویش بشنیده است. ما که هستیم؟ زمزمههای شما نه علیه ما، بلکه علیه یهوه است."
✅ فقر و گرسنگی سبب شد که فرزندان اسرائیل ترسشان از خدا بریزد، آن همه معجزه یادشان برود و در نهایت به یهوه اعتراض کنند که چرا خدایان مصریها میتوانند قوم خود را سیر کنند و تو که با هزار وعده ما را از مصر بیرون آوردی، نمیتوانی؟! آنها که قرنهای زیادی در انتظار تحقق وعدههای خدا بودند، همین که با مشکلِ گرسنگی روبهرو شدند، آرزو کردند کاش به آن همه وعده دل خوش نمیکردند. زورِ پشیمانی چنان بود که گریبان موسی و هارون را گرفتند و گفتند خدای ما کجاست که وقتی حال و روزِ ما را میبیند و آن را با مصریان مقایسه میکند از این که ما قوم او هستیم و این همه مشکل داریم خجل نمیشود.
✅ گرسنگی، فقر، و تبعیض هر چیزی را از آدمی میگیرد. آدمهای گرسنه که در معاشِ خود ماندهاند هیچ وعدهی آخرتشناسانه، هیچ قاعدهی ایمانی، و هیچ اصل اخلاقیای را باور ندارند: "کاد الفقر ان یکون کفرا". فقر یک بند انگشت با کفر فاصله دارد.
مهراب صادقنیا
۱۴۰۱/۲/۲۴»
خداکرم پدیدار
✨✨✨✨✨✨✨✨✨
با درود
تصوير، به صورت بي واسطه اين جمله را به ذهن متبادر مي كند كه:
هر كس فقط يك چكش در اختيار دارد با هر چيزي مانند يك ميخ برخورد مي كند!
به عبارتي ذهن انساني هرچه داده ها و اطلاعات كمتري داشته باشد، راه ها و روش هاي يكنواخت تري براي برخورد با واقعيتهاي اطراف و زندگي در پيش مي گيرد.
مثلاً پدر و مادر يا معلمي كه فقط تنبيه بدني را به عنوان يك روش تربيتي، فهميده براي هر موقعيتي آزار جسماني را براي فرزندان و شاگردانشان در پيش مي گيرند و يا حاكماني كه در جواب هر اعتراضي فقط سركوب را در چنته دارند!!
كتاب و مطالعه معتبرترين راه رسيدن به درك وسيعتر از مسائل و روش هاي متعدد حل آنهاست!
دکتر عبدالرحمن بابااحمدی








