مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

روستا و آرامش

 

 

🌻 روستا+آرامش🌻

 

یادایامی که دَر روستا بهاری داشتیم*
درمیان مردم خوب آشتیانی داشتیم*



گله ها می آمدند از دشت درکوچه ها*
پُرصدا از بع بع بزغاله های روستا *

 

گاوباگوساله وبزغاله ومرغ وخروس*
می زدند پَرسه هرکدام درلابلای روستا *

 

 جای پاترول،بودقاطر واسب والاغ*
مرکب رَهواره بی چون وچرای روستا*

 

کَل صفَرومَش قاسم وحاجی رجب*
پیرمردان غیور و باصفای روستا *

 

صبح گاهان بود عطر و بوی کاهگل*
ازدرودیواروبام وهر سرای روستا*

 

بازار طلا در روستا بی جلوه بودچون*
خرمن گندم بود کوه طلای روستا*

 

از زنانش می بارید عفاف وهم وقار*
مایه عزت وحجب وحیای روستا*

 

محمد علی پور

یکشنبه پانزدهم خرداد ۱۴۰۱ 12:41 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)