ویژه گاهنامه ی شنوگه های ولات، تحلو
پل روی جوی حاج محدی
به طور کلی سه محل برای شنا بیشتر از جاهای دیگر مشهور و نامی بود : تحلو ( تلخ آب ) ، جوی بُوامه ، و جوی حاج محدی که بر روی جوی حاج محدی پلی است که هنوز موجود و قدمتی صد ساله دارد.
در اینجا شمه ای مختصر در مورد اولین شنوگه آبادی، تحلو ، را ارایه می دهیم . با توجه به بعد مسافت و نزدیکی آن به آبادی ، این شنوگه به دو صورت زنانه و مردانه بود و به مانند امروزی سانس نداشت بلکه قسمتی از تحلو مختص مردان بود و قسمت دیگر به زنان و کودکان .
تحله آب ، تالاب یا تلخ آب رودخانه ای بود که از زه باغ ها و شهر کنونی وحدتیه تشکیل شده بود . اگر بخواهیم آدرس دقیقی از تحلو دهیم این رودخانه پوشیده از بیشه از زیر منزل آقای اقبال شروع و کمی پایین تر از تلمبه محمد علی زنگنه بخش زنانه بود و آن هم به دلایلی از جمله عمق کمتر ، نزدیکی فاصله به آبادی و مواردی که در ادامه توضیح می دهیم.
تحلو یک بخش بینابینی داشت که بعد از قسمت زنانه شروع می شد و تا بخش مردانه ادامه داشت و این بخش بینابینی حریمی بود که جای مردان و زنان را از هم منفک می کرد . همانطور که گفتیم دو طرف آب رودخانه توسط بیشه ها محصور بود و نکته قابل ذکر این بود که مردان برای رسیدن به منطقه اختصاصی مردانه باید از بالای بخش زنانه رد می شدند ولی حداقل 100 متر فاصله را رعایت می کردند و هیچگاه شنیده نشد که از این موضوع سوء استفاده ای شده باشد .
بخش پایانی نیز که به برم حاج خدابخش مشهور بود ، به مردان اختصاص داشت . البته بعد از این بخش مردانه مسیر تحلو باریک تر می شد و به دلیل بیشه های زیاد راه ترددی وجود نداشت .
اما تحلو کاربرد های دیگری هم داشت :
1. آب رودخانه تحلو برای بچه هایی که ختنه می شدند حکم دوا و درمان را داشت . پس از یک هفته از گذشتن از زخم ختنه ، کودک را به تحلو می بردند و در آب زخم را شستشو میدادند . به قولی ماهی های کوچک در آب نیز گهگاهی به این زخم خشک شده ( کهته ) یورش می بردند و حسابی آن را صیقل داده و اینگونه بر سیطره دامن های سبز رنگ بر پای مردان آینده آبادی پایان می دادند .
2. زن های آبادی لباس های کثیف و چرک آلود یک هفته را جمع آوری کرده و مسیر طولانی بین تحلو تا آبادی را با تشت بزرگی از لباس بر سر طی می کردند و پس از شستن و آب تنی مجددا این مسیر طولانی را بر می گشتند .
3. تحلو محل شستن ظرف ها نیز بود و به همین صورتی که در مورد البسه گفتیم در مورد ظرف ها نیز صادق است .
4. از همه مهم تر یکی از رسم و رسوماتی که دیگر وجود ندارد نیز در همین " تحلو " انجام می گرفت . " دوما رووی " ( بردن داماد به رودخانه برای شستن و حمام و پوشیدن لباس نوی دامادی )، رسمی بود که یک روز قبل از عروسی داماد را سوار بر اسب می کردند و با ساز و دهل یا نی انبان با جشن و رقص و کِل با جمعیت زیادی از اهالی آبادی که نیازی به دعوت هم نبود به سمت تحلو که تنها حمام عمومی محسوب می شد ، حرکت می کردند . افسار اسب در دست دلاک بود . داماد را در آنجا شست و شو می دادند و لباس نو که از قبل تهیه شده بود را داماد می پوشید و کلیه لباس های قدیمی حتی لباس زیر ، جوراب و کفش سهم دلاک می شد .پس از شستن داماد و پوشیدن لباس نو دو دستمال سبز رنگ بر بازوهای داماد می بستند و با همان شکلی که توضیح دادیم بر می گرداندند .
برم ها دارای ماهی ریز زیادی بود که وظیفه تنظیف و صیقل دادن جای ختنه را داشتند و درشت نیز جوانان می گرفتند و کباب می کردند . یکی از تفریحات جوانان آبادی به ویژه در فصل زمستان روشن کردن آتش در کنار آب رودخانه بود و پس از ماهیگیری ماهی ها را به سر چوب بیشه ها می زدند و کباب می کردند . چه به شوخی ، چه به جد ،آب تحلو سرشار از منیزیم و ید بود چون این آب هم محل شنای مردم بود و هم شپش بود و هم سایر محصولات انسانی که به قول دوستی ماهیان شبیه کیک زرد اورانیم غنی شده ، منبع غذایی غنی یی بودند .
به طور کلی یکی از تفریحات تقریبا هر روزه جوانان تحلو رفتن و بویژه پریدن از بالای تپه به آب و نیز دعواهای دسته جمعی در آب بود .یکی دیگر از عجایب قدیم ، ضد ضربه بودن بچه ها بود چرا که هیچ کس آسیبی نمی دید .
تحلو تا اوایل دهه هفتاد هم بود که البته به دلیل برداشت بی رویه آبهای زیرزمینی و قدم در مسیر شهر شدن و مدنیت از بین رفته و خشک گردید .
سه شنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۱ 18:41 سید حسام مزارعی









