تفاوت های احمق و بی شعور
تفاوت های احمق و بی شعور
برگرفته از کتاب:«بیشعوری»
نویسنده:خاویر کرمنت
............................
_همه ی ما،گاهی احمق می شویم اما بی شعور نه....
حالا بعضی ها کمتر و بعضی ها بیشتر...
حقیقتش را بخواهید،احمق مجرم نیست،بیمار است!
یعنی: احمق ها،معمولن آگاهانه دست به حماقت نمی زنند...
خیلی از آنها، حتا فکر می کنند که خردمند و دانا هستند...نه...احمق!
_احمق ها، بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ی ترحمند...
بی شعورها،داستان شان با احمق ها متفاوت است:
_کسی که از منتهای سمت چپ خیابان، راه صد نفر را می برد تا به سمت راست برود بی شعور است...
_کسی که ساعت سه صبح بوق می زند بی شعور است...
_کسی که بخاطر تعصب،راه تفکر را بر خود و جامعه می بندد بی شعور است...
_کسی که جلو تمام زنان مسیر می ایستد، بی شعور است و آنکس که خاله ی خودش را هم در بین شان نمی شناسد،بی شعورتر است...
_کسی که در خیابان باریک دوبله پارک می کند،بی شعور است و آنکه برای خرید نان و پکورا پارک نه وِوِرَم می کند،بی شعورتر است...
_کسی که تمام مسیرِ شب را نور بالا می رود بی شعور است و آنکس که یک لامپش هم سوخته بی شعورتر است...
_کسی که به خود اجازه مداخله در تمام کارها(قاشق ناشسته شدن)را می دهد و بدون تخصص و آگاهی حکم می دهد بی شعور است
_کسی که مدام در حال قضاوت بیجای دیگران است بی شعور است، حالا یا از نوع احمق بی شعور یا از نوع پروفسور بی شعور....
***
احمق بودن،درد ندارد....درمان هم ندارد....ربطی به شعور هم ندارد.
بی شعوری،از جای دیگری می آید...از خانه و مدرسه...از سرانه ی مطالعه....از خود شیفتگی....از بی وجدانی....از مرکز فرهنگ فاسد....
از ناآگاهی و عدم تمایل به آگاهی...از تعصبات بی جا در هر زمینه ای...
بی شعوری واگیر دارد...هم درد دارد و هم درمان...
مشکل ما،احمق ها نیستند
مشکل ما،هیچوقت احمق ها نبودند
مشکل ما،بی شعورها هستند.
احمق ها،نه رذیله هستند و نه فضیله
اما بی شعورها.....چه بگم!
............................................
علی حسین جعفری(بیدل)








