پویشی دیگر: دارو و درمان ( دهه سی تا پنجاه خورشیدی)
دیشب در جمع دوستانه ای که چند موسپید همشهری حضور داشتند، یکی از این عزیزان پلی به گذشته ولات زد و خاطره ای را گفت که به دارو و درمان در دهه سی خورشیدی مرتبط می شد. همین بهانه ای شد تا آنها را به حرف کشیده و خاطرات دیگری را از سینه های آنها بیرون بکشم.
حال ما پویشی جدید را به اشتراک می گذاریم و همه را دعوت می کنیم که از زمانه ای بگوییم که در نهایت نداری و فقر بهداشت، چگونه به جنگ امراض می رفتند. اینکه دندان درد، چشم درد، زخم، شکستگی، درد معده، ملازی و... را چگونه و با چه ترفندی خوب می کردند.
قرار است از خفتگان در خاکی بگوییم که نقش پزشکان آن زمان را بازی می کردند و بر حسب اعتقاد و اعتماد مردم اکثرا هم تجویزشان نتیجه بخش و شفا بخش بود.
آری! قرارمان این باشد که با این چند خاطره کوتاهی که در ادامه می آید، پویشی جدید راه بیندازیم و همچون فراخوان های گذشته، شما نیز برایمان بنویسید. از نقل قول هایی که شنیده اید و از این عزیزانی که روزگارانی امین مردم در بحث دارو و درمان بودند تا نامشان را زنده کنیم و گرامی بداریم. ذکر این نکته که ما در 25 تیر 1391 نیز در باب دارو و درمان در دهه سی تا چهل خورشیدی، خاطراتی را به اشتراک گذاشته بودیم.
درمان چشم
از درمان کنندگان بنام چشم آن روزگاران «دی عالیشاه»، «دی حسین زارع» و «دی کعلی حاج محجفر » را می توان بر شمرد که اگر چیزی به چشم مردمان آبادی فرو می رفت و از در آوردن آن عاجز می ماندند، به سراغ یکی از این زنان زادگاه مراجعه و اینان نیز به کمک زبان خود و مهارتی که در چرخش زبان خود در چشم داشتند ، شی را خارج می کردند.
البته این اعتقاد نیز وجود داشت شیر زنی که بچه اولش باشه هم برای در آوردن شی در چشم مفید است. همچنین برای کارگرانی که با گچ و سنگ سر و کار داشتند نیز بهترین وسیله فرو بردن کامل سر در «دول اووی » بود.
صحبت از چشم شد این هم بد نیست که ذکر بشه : دی کعلی بواسطه چشم قوی ی که داشت یکی از معتمدین مردم آبادی برای رویت هلال ماه بود.
درمان ماره
از درمان کنندگان ماره - ایستادن آب بالای ناف طوری که روده ها مسدود می شد - « مَحسین کَل غُلُمسین» بود.
نحوه کارش این بود که دستش را با تخم مرغ و روغن چرب می کرد و از بالا تنه به سمت ناف حرکت می داد و مسیر روده را باز می کرد. نکته جالب منع خوردن تخم مرغ تا سه روز بود.
در آوردن خار در دست و پا
همسر مَحسین کلغلمسین، را می توان یکی از مشهورترین کسانی نامید که در آن روزگاران دوای در آوردن خار را داشت. حاج محسین نجفی نقل می کند:
«بچه که بودم به همراه پدرم به باغ رفتم و خاری بین دو انگشتانم فرو رفت. پدرم هر کاری کرد نتونست اون رو در بیاره. برگشتیم اما من نمی تونستم پام رو روی زمین بزارم. حتی مدرسه هم نتونستم برم. متاسفانه خار در پایم حرکت کرده بود و دیگه پیدا نبود. دیم رو به بوا کرد و گفت : «محسین رو ببر پیش دی محسین. ایشون وقتی پای من رو که ورم کرده بود دید، به بوا گفت میری گی زرد مرغ رو با ... قاطی می کنی و میزاری روی پاش. برگشتیم و یک شب رو با این ضمادی که خشک شده و شکل کتلت به خود گرفته بود سر کردیم. فردای آن روز که بین بچه ها نشسته بودم همین که بلند شدم و تمام وزنم را روی پایم گذاشتم دیدم به اندازه نیم متری ام چیزی بیرون پرید و به همراه خود جرم و خون از پام بیرون زد».
برداشت ملازی
دی آسیلی دانش ید طولایی در برداشتن ملازی داشت. بچه های قنداغی و تازه به دنیا آومده معمولا با این بیماری یعنی تنگی نفس و راه دهان بستن مواجه بودند و به اصطلاح می گفتند: « گلیش افتاده». برای رفع و درمان این، دی آسیلی با چوبی از جاروف که نوک آن را پنبه می زد راه تنفس نوزاد را باز می کرد.
تمیز کردن روده و رفع شکم درد
نقل است که قرصی با نام « لوله فر » در بین مردم رواج داشت که هر سال شش عدد از این قرص را به خورد خانواده( گُت و کُچیک) می دادند و همین باعث می شد که روده ها رو کاملا می شست و درد شکم اصلا به سراغ خانواده نمی آمد. یحتمل کار کولونوسکوپی امروزی را به خوبی انجام می داده است. بعدها پودری با عنوان « لیمولاکس» جایگزین قرص لوله فر شد.
درمان کرم روده
به دلیل عدم رعایت بهداشت و نبود آب شرب بهداشتی که معمولا یا از بند چهل می اومد یا او مخک، اکثر بچه ها از کرم روده در امان نبودند. دوای رفع این بیماری که معمولا با درد شکم نیز همراه بود، «هلیله» بود و واقعا عنوان زهر هلاهل برازنده آن بود. نکته اینکه اگه بچه خانواده ای داشت باید تمام خانواده، هلیله می خورد.
دوای زخم ختنه
مرکرکرم یا همان دوای سرخو بهترین داروی ختنه کردن بود. شن و چیت هم یکی دیگر از راهکارهای خشک کردن زخم ختنه بود. بچه تا دو سه هفته لازم بود ظهرها جای زخم را در چیت داغ شده از گرمای آفتاب فرو ببرد. او تحلو هم که پیشتر در باب خاصیت آن و اینکه یکی از کاربردهای آن پس از یک هفته که از ختنه می گذشت، بچه را به آنجا برده تا زخم بهبود یافته و خشک شود.
خاصیت تلنگون
حتما یادتون به تلنگون های سر کوچه میاد. تلی از آشغال و فضولات حیوانی که هر ساله با جاری شدن سیل و آب دره، نیمی از آن با آب برده می شد. حاج کرمی یکی از همشهریان قدیمی است که از قدیم ترها شنیده است که اول پاییز که می شد تونلی را از مابین تلنگون پنج متری حفر می کردند و بچه ها را از آن رد می کردند. اعتقاد این بود که بچه ها تا آخر سال هیچ وقت بیمار نمی شوند.
نیش عقرب
آسید علی شاه محمد نقل کرد که " اُسارجب پدر اُسامحلی" بهره عقرب داشت و کسی که عقرب نیشش می زد پیش ایشون می بردند. تجربه نیش عقرب را خود آسیلی داشته و احساس درد را از پا و حرکت آن را تا سمت قفسه سینه تجربه کرده است. پدرش وقتی ایشان را به نزد اسا رجب می برد با حرکت دست از گردن تا جایی که مار نیش زده بود، زهر عقرب را از بدن خارج کرد.
شکستگی
از شکسته بند های نامی ولات می توان از "شهباز کارسم" ، "حاج عواس بنوی" و حسینقلی زیراهی نام برد.
آسیدعلی نقل می کند: "مَحلی میش خورشید یکبار با دوچرخه توی گرویی که در تلمبه حفر کرده بودند افتاد. وقتی که بلند شده بود گردن کاملا در بدن فرو رفته بود. شهبازو همان جا از سقف پاشلی با طنابی حلق آویزش کرد و با فشار، گردنش را جا انداخت.
امیدوارم همین چند خاطره کوتاه، محرک و انگیزه ای باشد برای همرهان وبگاه که هر آنچه خاطره یا نقل قولی از نحوه درمان و دارو در زمان های دور دارند، روی کاغذ آورده و با دیگران به اشتراک بگذارند. سپاس از همراهی همیشگی تان
شنبه نوزدهم فروردین ۱۴۰۲ 22:3 سید حسام مزارعی








