مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

زندگی در اشکفت، بخش نخست ( ویژه دوازدهمین سالگشت وبگاه)

بنام خدای هستی بخش

زندگی در اشکفت.

با درود فراوان به همشهریان گرانقدر، اهالی محترم مزارعی و بی برا ‌‌(وحدتیه)

وحدتیه کنونی امروز تاریخی بسیار کهن داشته و از دیر باز دو روستای مزارعی و بی برا` با حد فاصل یک دره به فاصله ی حد اکثر ۲۵ متر در قدیم شکل گرفت و این دو روستا پا به پای هم بزرگ شده و توسعه یافتند. به تدریج و به مرور زمان مردم اهالی مزارعی به علت محدودیت زمین و کثرت جمعیت و داشتن تملک هایی در آن سوی مرز دره فصلی ( به سمت بی برا) سر ریز جمعیت خود را در حاشیه ‌دره فصلی که خالی از سکنه بود، گسترش دادند۰

می توان گفت بخش وسیعی از مناطقی که به اصطلاح جزو بی برا بود، خانواده های مزارعی نشین تملک نموده و یکپارچه شدند .

اما همیشه این دره فصلی بین دو روستا خود دارای حوادث و اتفاقات و پیامدهای مختلف بوده و حرف و حدیث های زیادی از بزرگان و ریش سفیدان در موارد گوناگون به جای مانده ‌ است؛ حرف و حدیث های خوب و ناگوار وتلخ و شیرین .

مزارعی در طول حیاتش به شکل کدخدا منشی اداره می شد که خاندانهای مرحوم ملا حسنعلی افشار و گرگعلی کاوسی و سید مختار مزارعی به ترتیب این مهم را برعهده داشتند . اما بی برا به شکل خان گرایی و زیر مجموعه خوانین سعد آباد و شبانکاره قرار داشت و تفاهم وتعامل و روابط خوب همواره برقرار بود .

همچنین زمینهای زراعتی و نخلستانها وحتی کوهستان هم بشکل مخصوص ومنظم و با نقشه های حساب شده و ممیزی شده، با مرز مشخص تعیین گردیده بود و بعدها به مرور زمان وتداخل ومعاشرت نزدیک خانوادگی و داد وستد های مختلف در پاره ای موارد در قسمتهای میانی بین مرز هر دو روستا تملک هایی صورت گرفت که آنهم برحسب آمار و واقعیت های عینی بیشتر اهالی مزارعی به سرحدات بی برا وارد شده و به اشتفال اقتصادی وکشاورزی و دامداری ونخلداری پرداختند.

تا اینکه زمانی فرا رسید که احساس شد مرزی بین این دو روستا وجود ندارد و درهم آمیخته شده ونمی توان حد و مرزی برای امکانات غیر منقول مانند باغ و زمین و کوهستان وسکونت متصور شد ‌.

اما غرض حقیر از نگارش این مقدمه مختصر این هست که می خواهم بپردازم به منطقه کوهستانی مزارعی و بی برا(وحدتیه) که بدون هیچ گونه تداخلی و کم و زیادی موقعیت خاص خودش را حفظ کرده و سرحدات آن به نام رشته کوه مزارعی وبی برا با نامهای مشخص و مختلف پابرجا مانده است.

یعنی اینکه اهالی دامدار و کوچ نشین وکوه گرد، به طور نسبی و طبیعی از مناطق کوهستانی خود درگذشته تا حال بهره برداری می کنند . هرچند که امروزه کوهستان برای ساکنین وحدتیه بهره و استفاده زمان قبل را نداشته و به جز عده بسیار معدودی دامدار فقط در فصلهای زمستان و بهار به عنوان تفریح وتفرجگاه و چرای دامها از کوه استفاده می گردد و در حال حاضر هم قریب بیست سال هست که بخش عمده کوهستان بخش مزارعی بنام نرگسی در تصرفات و اختیار شرکت نفت قرار گرفته و از آن بهره برداری اقتصادی می نماید .

یعنی به مرور زمان گله دارها و دامداران به علل مختلف دامهای خود را از دست دادند و یا فروختند و روی به کار و مشاغل دیگر آوردند واین دو روستا زندگی فصلی کوه نشینی را رها نموده وتقریبا اندکی از دامدارها بودند که تا زمان انقلاب و بعد از آن به این شغل ادامه داده اند.

بیشترین بهره برداری که در زمان انقلاب از کوهستان نرگسی نمود، خانواده های کاووسی به ویژه مرحوم عباس کاوسی (عواس ملا کوس) بود که مناطق وسیعی را به نام خود ثبت نموده و علاوه بر چرای دام خود درفصل زمستان و بهار از دامداران کوچ نشین استانهای همجوار نیز خراج می گرفت .

کوهستان نرگسی منطقه وسیعی از پوزه شکالگه(شکارگاه) تا پوزه نعل اشکنان شامل می شود که از بالای کوه به پایین به دامنه وتپه ها ودشت ختم می شود. این کوهستان زیبا و سرسبز از قدیم توسط اهالی دو روستا ودامداران ، هرنقطه آن به نام های مخصوصی نامگذاری شده که شاید درجایی هم ثبت و ضبط نشده باشد . بجز اینکه اخیرا با همت وتلاش استاد حسین جعفری در کتاب وزین( شهر توه تاوحدتیه) بطور مفصل به آن پرداخته شده است.

اشکفت هایی که نام آنها برای اهالی شناخته شده بود به نام اشکفت دراز، اشکفت خواجه حسینی، اشکفت نقشی، اشکفت انجیرو، اشکفت دی شهرو، اشکفت بادلونی، اشکفت ولی آقایی، اشکفت یا کر دی علی کاسو، اشکفت ارده ای و....

چندتا کر (بکسر ک بخوانید) هم بود بنام کر دی علی کاسو وکر حاج غلامحسینی و... که کر بهاره بودند.

تنگ ها:

تنگ زیره کال، تنگ پلنگی ،تنگ گود نازی، تنگ گربه ای( گروی) تنگ بردودو، تنگ فریزی، تنگ مارکل، تنگ خواج حسینی (قلعه گلابی)، تنگ حاج غلامحسینی ، تنگ شولیها و تنگ های دیگر .

یعنی دره های بین دو تاوه را تنگ یا تنگه می نامند .

به سمتی که آفتابگیر بود «توه یا تاوه» می گفتند و به سمتی که آفتاب نمی تابید و سایه بود «نسح» میگفتند.

اسامی تاوه های مشهور هم عبارت بود از توه پاتیلک، توه بور، توه انجیرو، توه چالی ،توه صندوقی ، توه نعل اشکنون ، توه سیر کوه ، توه قندی، توه کناری ، توه کل حاج مهدی و...

گودها هم اسامی خاصی داشتند بنام گود فریزی که از ابتدای زمین کشاورزی خودمان (نجفی) شروع می شد که آن زمان بسیار سرسبز و علفزار و ماهور فراوان همراه با آب بود، گود اسبی ، گود نرگسی و....

تعدادی هم دول مشهور می شناختیم که محل حوضه های آبریز بودند به نامهای:

دول زندون ، دول گود نازی، دول گربه ای، دول بردی، دول شودون، دول شیرین، دول بیرو، دول انجیرو ، دول مارکل و...

حاج محمد حسین نجفی

ادامه دارد...

جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ 14:28 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)