مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

بوسه ی سیاه... سلام زندگی

«بوسه ی سیاه...سلامِ زندگی»

شب آمدی و ماه شد تمامِ زندگی ام
شب رفتی و شب ماند شامِ زندگی ام

ای گربه ی سیاهِ زمستانی باز هم بیا
بر دامنم بخواب و بمان رامِ زندگی ام

اینقدر بمان و بخواب تا ببوسمت ای شب
که پُر شود از بوسه ی سیاه جامِ زندگی ام

نازت کِشیدم و گفتی نمی روی ای شب
از پیشِ من که بسازی دوامِ زندگی ام

قرارمان نبود که آمدنت رفتنی باشد
و سیاهِ سیاه بماند بر نامِ زندگی ام...

حالا،چه توان کرد که شبِ من برگردد؟
و گَردِ مُرده بزداید از اقلام زندگی ام

کی می شود که بیاید شبِ رفته ام روزی؟
تا بر دمد آفتابِ صبح بر بامِ زندگی ام

بیاید شبم اگر، که خود تلالوِ روز است
نثارِ قدمش بادا باد سلامِ زندگی ام

..................................................

علی حسین جعفری(بیدل)

شنبه دهم تیر ۱۴۰۲ 10:38 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)