بازخورد
وبگاه همدلی مزیری بی ورا
✨✨✨✨✨✨
درود...
ویگاه هم ماشالا_برای خودش شخصیتی پیدا کرده که به شخص و اشخاص خاص برای ارسال مطلب متکی نیست.
و خوشحالم که اگر این روزا ما حالمان خوب نیست و در جبهه ای شاید عبث(فوتبال دیگران/بچه ها) مشغولیم و تنبلی می کنیم با وجود سوژه نمی نویسیم برای دل خویش و چشم یاران،هستند دوستان و بزرگوارانی که می نویسن و این چرخ می چرخد.
همه را می خوانم....جدید ترین شان از جناب اقبال مجرد «گازرین» بود و بازی های کودکی جناب حیاتی که همه نوستالژی و داغ مان را تازه کرد: بی بهاری....بی گازرینی، بی...
آن سالها دیگر نمی آید، همانطور که اون جوانی ها نیز نمی آید.
و نوید چاپ اثری دیگر از جناب فقیه الاسلام خوشحالم کرد:
_سرقناتی،که دیگر نه سرِ قنات است و نه ته قنات!.....این هنر است که ضرب المثلی(ما،نه سرِ پیازیم و نه ته پیاز) که معمولن وجود منفی دارد،درست وسط مطلب با یک سری دگرگونی واژگانی بتونی وجه مثبت بهش بدهی....یعنی: سرقنات_ واسه خودش شهری شده که دیگر سر و تهش بریده نیست...یعنی، شما با سرعت ساخت و ساز وجود سازه ی قنات و دسترنج نیاکان را امحا کرده اید(اعتراض نرم و محترمانه_هشدار)
_دیگر برای خودش بین النهرینی شده: اشاره به گستره ی نخلستان دشتستان در زیراب دو رودخانه(شاپور دالکی) و اشاره به گستره ی نخلستان های خوزستان و عراق و اصلن دعوتی دوباره به خوانش «روات»(که اونجا تو می تونی اون بین النهرین را به چشم در کلمات سیاحت کنی) و این بین النهرین هم که خود داریم.
هستند که می نویسند
بخوانیم تا باشیم
............................................
علی حسین جعفری(بیدل)








