خدا یک احساس زیباست
خدا یک احساس زیباست
خدا لطافت گلهاست
خدا پشت همین کوههاست
خدا همین جاست
یک لبخند ،یک قهقهه ازین جان.
خدا نسیم ملس پگاهان است.
زیبایی زنبق های باغچه خداست.
زیبایی اوج پرواز یک عقاب خداست.
همین حوالی ،همسایه کوهپایه چند گل شقایق می شناسم ، که شبنم صبح می فروشند به ارزانی به سحرخیزان.
چند درخت سدر که مآمن شبانه گنجشکانست .
وطلوع روزانه خورشید که مجانی زندگی می پاشد به دشت.
وصدای زنگ بزهای اوان گارد گله که می شکنند سکوت سنگین دشت .
اینجا خدا فراوان است.
اینجا آسمان زیباست
اینجا رودخانه ی جاری خداست.
اینجا نخل های بلند قامت خداست.
چشمه های زلال آب خداست.
من خدا رادر یک کندوی زنبور دیدم.
خدا را درشهه ی سرشار یک اسب دیدم.
هرطلوع پگاهان خداست.
خدا آنجاست که عشق می روید.
خدا احساس پاک شاعرانگی است.
خدا یک شور واحساست.
گاهی خدا تنهاست.
کسان گویند خدانیست.
کسان گویند خدا چیست؟
وگه گاهی جدال انگیز وخون ریزاست این باور.
کسان گویند خدا هست و کسان دیگری گویند خدا کیست؟
خدا ی یک نفر آبیست، خدای دیگری سبز است وهرکس را خدایی باشکل و رنگ و قالبی دیگر
خدا ی یک نفر می زند شمشیر،خدای دیگری گل می کارد.
خدای یک نفر ابرست.
وآن دگر رودخانه ایست پر آب و جاری.
خدا را من در بالهای یک پروانه دیدم.
خدا را در رویای پاک کودکان دیدم.
و تا اینجا...
تا آنجا....
و هر جایی که آب و آئینه هردو هستند
و در چشمان بی خواب آئینه
خدا را مهربان دیدم.
خدای من خدای مهربانیست
امروز رابحساب زندگیم واریز کرد.
امروز را،فردا و فردا ها ی دیگر را برای دوستانم برای شما بارانیان پاک اندیش محبت، عشق وزندگی آرزو دارم.
پیشکش همه هموندان جمع بارانی
بداهه گفتم آنچه گفتم
بی وزن و قافیه هر آنچه گفتم
روز و روزگارتان سبز و بهاری
دوستدارتان.
بهزاد حیدری








