واژگان بومی
درود .دیشب که به دنبال مطلبی در نوشته های پیشین خود می گشتم چشمم به جلد قهوه ای رنگ سر رسیدی در بین سر رسیدهای سال های گذشته افتاد. آن را که ورق زدم در صفحات آخر آن چشمم به واژگانی افتاد که روزگارانی با اشتیاق وافر به فکر جمع آوری آن ها افتاده بودیم. به یاد یک گروه دوست داشتنی مجازی افتادم که چند سال پیش به همت دوستان به ویژه حسین جمی راه اندازی نمودیم و یکی از کارهای خوب و ماندگاری که در آن گروه انجام شد، جمع آوری واژه های بومی محلی بود. نام گروه را «هم ولاتی» نهادیم.
من و حسین در کنار همفکری به عنوان کاتب و گردآورنده این واژگان نیز بودیم.
همین طور که واژه ها را می نگرم رد تلاش دوستان همراه را تک به تک پشت این واژه ها می بینم که با چه شوقی برای این کار مهم همراهی می کردند. دوستان همراهی که اکثرا هسته «کانون توسعه شهر وحدتیه» و « گروه ترویج کتاب » را نیز توامان داشتند.
اما اگر بخواهیم از چند واژه ناب ولاتی در پایان نام ببریم:
چلیس(خیس)، شوروزک ( شب زنده داری)، شپال( معادل ظرفیت دو کف دست)، بالی ( به کسر لام، از قبل، معادل صدقه سری)، گال و گریو ( گریه و شیون)، لجمار( ضعیف و ناتوان)، لوییدن( باختن)، گنر ( genar، شخص پست و ضعیف و بدخلق و بدترکیب)، کل خینی ( cal xini، صفتی برای افراد ماجراجو)








