مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

عزاداری دهه 40 و 50 زادگاه

عزاداری دهه 40 و 50 ه. ش زادگاه

🍂🍂🍂🍂🍂🍂

... اول محرم، شب ها همه مردم در حسینیه عام کعلی (ابوی مرحوم آموزگار) مشهور به کعلی ماتم دار که پیرمردی بسیار مهربان، متدین، ساده زیست و بی ریا بود، جمع می شدند. حسینیه خشتی به ابعاد شش در سه که سایه بان آن از چوب درخت نخل بود. علم حسینی وسط میدان نصب شده بود و افرادی که حاجتی داشتند زیر علم می ایستادند. زیر علم شفاخانه ای بود که مردم منتظر با خلوص نیت در زیر آن می ایستادند، صاحب علم را شفیع خود می کردند و واقعا حاجت روا می شدند.

مراسم بدین گونه بود که در ابتدا چند نفر از جمله مرحوم سی محباقری( ابوی آسی اکبر)، مرحوم حاج باقر، مرحوم حاج محرضا و چند نفر دیگر دایره وار می نشستند و قسمتی از قرآن کریم (بیشتر الرحمن) را به صورت تواشیح با هم می خواندند که بسیار جذاب بود.

بعد از قرآن، مرحوم حاج سید ابوالحسن مزارعی، که روضه اش بسیار به دل می نشست و به هیچ وجه سیاسی نبود، بالای منبر می رفت.

روضه که تمام می شد آسید اکبر شروع به چاووشی می کرد. بدین معنی که ایها الناس آماده سینه زنی شوید. مردم به شکل دایره کمر هم را گرفته و سینه می زدند.

مردم که کم کم گرم می شدند عواس کرم مراد می پرید وسط و با چند نوحه گرم سینه زنی را به اوج می رساند. به اندازه ای سینه زنی گرم می شد که خیلی ها از سینه شون خون جاری می شد مثل مرحوم محرضا حاجی(ابوی عسکر پاکتی).

سه شنبه نهم مرداد ۱۴۰۳ 17:52 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)