مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

بازخورد

سلام وعرض ادب دارم خدمت همه سرورانیکه با فضای همدلی ی مزیری بی ورا به مدیریت آسید حسام مزارعی همراهِن، به ویژه فعالان در گروه چه کِسی که تو گذشته فعال بیده و الان نیسِ و چه کسائیکه تا الان فعالند و با مطالب زیبا و مفید خود همراهل ای
فضای همدلیهِ از مطالبِ
زیباشون بهرمند میسازن.
عرض کنم حتماً سی هر عزیزی که در گروه فعالهِ پیش اُومده که مورد لطف و محبت عزیزلی که با این فضا همراهن قرار گرفته بو.
بنده هم از لطف و محبت صمیمانه عزیزل دلُم همواره بهرمند وابیدمه.
البته بیشتر به صورت خصوصی و گاهی تلفنی یا حضوری که با جمله یا کلمه ی طنزی همراه ویمو .
حقیقتش را بخواهید با ایکه به سال نِویمو که مُفتخر به فعالیت در این گروه و بارگزاری مطالبم توسطِ آسید حسام هِسُم اما خدایی بیش از حد انتظارم مورد لطف قرار می گیرُم. البته گاهی هم پُرس و جو های عزیزان حالتی از طنز پیدا میکُنه برای مثال یک بار دوستی تماس گرفت و بعد از کلی حال احوال و تشکر از همه ی فعالان در وبگاه به ویژه مدیریت وبگاه
پرسید آسی کریم ولا آقای بارگاهی همون پیرمردو هسی جدیداً توی وبگاه از هم دوره هاش و از زمان
جوونی یاش میگو وُ خیلی مطالبش قشنگ و زیبا هِسا ...آسی کریم ولا از قول مُ ویژه سلامشه برسون .
گفتم عزیز دلی چشم بزرگیتون رو میرسونُم اُما اون بنده ی خدا دانش آموز دهه ی ۷۰ مدرسه ی امیر کبیر ولات بیده. یهو گفت بخدا فکر می کردمه پیرمردیه که حتی دعا میکردُم که خدا ولا یه ده سال دیه زنده بو وُ سیمون از قدیم وُ دوران نها بگو وُ راسشه بخی خیال میکردمه خُش سواد نداره اینانه میگو بِچَش یا نِوَش سیش مینویسش..
یه بار هم یکی وَم پُرسی خانم شجاعی دختر کدوم یک از آقایون شجاعی هست که سیش توضیح دادُم سر کار خانم سیده نصرت فرزند آقای حاج سید موسی شجاع همان بزرگواری که مورد وثوق همگان بود هست که یهو گُفت آها خدا رحمت کنه اون بزرگوار را و شهید حمزه ی عزیز را چون این خانواده ی محترم رو بنام شجاع میشناختم . همش فکر میکردم نُصرت خانم شجاعی از
خونواده ی شجاعی هاست.

یا یه بار دیگه یه بنده ی خدایی تماس گرفت و بعد از حال احوال گفت ها حاجی می بینُم سفره ی خشی آسی حسام سیتون پهن کرده هر حرفی دلتون خاس سی خُتون میزنین مخصوصا خُت وُ کَل عَودلا
یهو زهلَم رفتکه از یه حرفیمون بدش اومده بو گفتم چه حرفی
خدا راشکر یهو دلمه راحت کِ گفت حرفِ خَش خَش
گفتُم ممنون شما لطف دارین.
ها عامو
آسی حسام زحمت کشیده
سفرشه فراهم کرده مانم در حد وُسعِ خمون یه چی توش مِهلیم.
خُت میدونی سفره هَمی چی لازم داره تحلی، شوری، شیرینی و تُندی
گفت ها ولا خدا بیامرزه رفتگون آسی حسام وا شمانه...اُما میگُم یه وختلی شعر هم داخل وبگاه میوینُم یه بعضیشون سروده ی خُته کی شعر گفتن یادت داده تا مُنم برم ورش یاد بگیرُم گفتُم عامو ولا شعر گفتن یه احساس درونیه که بسته به ذوق و شوق هر کسی که ئی احساسِ درونیه داشته بو سروده ویمو و اگر ئی احساس در کسی نبو یادگیری قوائد شعر به تنهایی بدردش نمیخوره الوته کسی که این احساس رو در خود ببیند حتمن لازمه که قوائد شعر را یاد بگیره. اینا رو که وش گفتُم یهو گفت عامو ولا خیلی سختش کردی ولش کن از شعر گفتن گذشتُم . اُما یه چی دِ وت میخام خیلی سیم قلمبه سلمبَش نکُن. گفتُم بفرما اگه وُ دس مُ وَر بیا حتمن انجامش میدُم.
گفت که حقیقتشه بخی میخام هر آقا یا خانمی که از زمان راه اندازی وبگاه تا ایسو توی وبگاه فعال بیدنه و چیزایی مث شعر، داستان، نقل قول، خاطره، فرهنگ آداب و رسم و رسوم ولات و هر مطلبی ارائه
میکردنه اسمشونه سیم بگویی. گفتُم عامو جونی ایخُ احتیاج نی کسی سیت بگو مدیر گروه آز هر کسی هر مطلبی بارگزاری می کُنه اسمشه یا اول مطلبش یا آخرش مینویسه یهو گفتکه عامو ولا وبگاه دوازده سیزده ساله ره افتاده ایگرده عاجزُم بخام اسمشونه پیدا کنُم .گفتُم یه کاری سیت میکنُم از مدیر گروه آسی حسام میخام تا اسامیشونه توی وبگاه بذاره اسو سی خُت داخُل گوشی یا یه دفتر بنویسش ازُم تشکر کِرد وُ گُفت ها خدا بیامرزه رفتگونته حتمن ئی زحمته سیم بِکَش
یا یه بار دیه یکی حضوری پام صحبت کِ وُ بعد از کُلی تشکر از آسی حسام و تمام فعالل در وبگاه گفت آسی کریم بخدا جسارتت ورُم خیلی قابلِ تقدیره چون مینُم غیر از شوخی با خُت با هر کسی و هر صنفی هم شوخی میکنی تا حالا هم ندیدمه کسی وت ناراحت وابو ..گفتُم دُرُس میفرمایی ولی سیت بگُم سیچه کسی ناراحت نویمو ..
سی محضیکه هر ماجرایی چه واقعی، چه غیر واقعی که نقل میکُنُم
یه خط قرمزیه بسیا رعایت میکنُم و اون اینه که وارد تمسخر و غیبَت هرگز نمیشُم به همی خاطر تا الان
ماجرای طنز از دکتر، مهندس، پزشک ، کشاورز، کارگر، مُعمِم و هر کسی ساختمهِ
اما خدا راشکر تا الان کمترین
واکنشی اعتراض گونه از کسی ندیدمهِ
عزیزل دلُم این چنتا مورد
ابراز محبت نسبت به
خودم، مدیریت محترم وبگاه و
همچنین تمام سروران فعال
توی وبگاه رو بهانه کِردُم
تا از هر عزیزی چه در (خصوصی) چه تلفنی و چه حضوری نسبت به مدیریت وبگاه، فعالین در وبگاه و خودم ابراز لطف کرده
دلی ،صمیمانه و بدون ریا سباسگزاری نمایم
انشاالله که همواره سلامت
بویین و خداوند به بنده هم
توفیق بده تا بتونُم لبخندی ری لوتون بیارُم.

حاج سی کریم موسوی

جمعه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۴ 14:10 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)