مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

دیگروز دلم اشکوندی و دیرم گرفتی

دیگروز دلم اشکوندی و دیرم گرفتی
شعر جدایی خواندی و دیرم گرفتی
شو ، نصپ شو مثل کوکویسو ناله کردم
هر شو، تنم لرزندی و دیرم گرفتی
از گریه، مرزنگ دو چیشم واز نمیشه
اشک چیشام خشکاندی و دیرم گرفتی
از بسکی اشک داغ رختم ری گلپام
تا جیگرم برشندی و دیرم گرفتی
مثل پشنگه او که می پاشن ری بلتش
تش تو دلم پاشوندی و دیرم گرفتی
مین سرم، بسکی تروندم دونه دونه
انگار مینام ترزندی و دیرم گرفتی
سنگم زدی، هیچی نگفتم دس آخر
خین تو دلم پشکندی و دیرم گرفتی
امشو درنگه بر لبم خشکیده از غم
دس و دلم کرچندی و دیرم گرفتی
انگار خرنگ تش نهادی زیر پهلیم
زونیم تو تش پلکندی و دیرم گرفتی
تو بلکمی یامو، بپرس از اهل بوشر
آخر خونه م رمبندی و دیرم گرفتی


چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ 16:27 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)