نمکو
صورِتِش چرب و چیلی گَنجه فِراغِش چِپِلِن
وختی که رُو می کنه خَل میشه اِنگاری شِلِن
بعضی وَختا که دلش تنگن و خُلقش نِخِشِن
اُف و نالی میکنه انگاری بادِ بِچِشِن
همه میگن نمکو خُل شده آواز میخونه
دهنش واز میکنه با دهن واز میخونه
نمیدونن غم گُتی تو دلش پر میزنه
غم و غصه جیگرش را مِثِ نیشتر می زنه
اگه عقلش سِبُکِن دردِ دلش سنگینن
نه کسی داره نه کاری ، سی همی غمگینن
دکتر سید جعفر حمیدی
---------------------------------
نمکو = نمکی، نام. اسمی است که برای فرزندان پسر انتخاب می شود البته غیر از نام شناسنامه است معمولاٌ این نام چون مشتق از نمک است جهت تبرک و جلوگیری از چشم زخم روی فرزندان پسر گذاشته می شود
جهل = عصبی شدن
لنده = غرغر کردن
وختی یم = وقتی هم
پاش = با او
اوخبیله = آب دهان که از دهان و کنار لب سرازیر می شود
چُر میکنه = میریزه
پس پریگشو = پس پریشب
وهچیره = فریاد ترسناک
شو = شب
تیفون = طوفان
کیچه = کوچه
قاره = داد و فریاد
نصپ شون = نصف شب است
کنگیزه = آرنج
به مو چه = به من چه
خوون = خواب است
سیش = برایش
خنچه غولوق = قلقلک دادن
منگه = زیرلب غرغر کردن
اق و بلوق = از گلو صدا درآوردن - صدای استفراغ درآوردن
وختی = وقتی
سیلش می کنی = نگاهش می کنی
زبونک = زبان در آوردن از دهان برای تمسخر
برمک = از کلمه برم = ابرو انداختن - چشمک زدن
جومه = جامه
لک و لنج = لب و لوچه
ترتروک = خیس - نمدار
چک و چیل = دهن - مجموعه چانه و لب و دهن
شل شلک = سست - آویزان
گنجه فراغ = زیر پیراهن
رُو میکنه= راه میره
خل = خم








