نقد کتاب " روات " اثر "محمدرضا فقیه الاسلام" توسط انجمن ادبی باران
در سطح محلی و منطقه ای ضرورت دارد برای نسل دوران گذار و نیز نسل جدید که خاطره ای از آن گذشته ندارند،موضوع بصورت ساده ای مکتوب و منتقل شود.مردمی که از گذشته خود اطلاع نداشته باشند،چون درختانی بی ریشه هستند.
کتاب " روات " دقیقاً در این بازده زمانی تولد یافته است:
۱-حجم کتاب مناسب است.وحشت خواندن ایجاد نمی کند.دم دستی است.به تنبلی برای شانه خالی کردن از مطالعه بهانه نمی دهد.
۲-با توجه به مقدمه،کتاب در زمان مناسبی به رشته تحریر درآمده است.
۳-فصل بندی های مناسب،امکان مطالعه تدریجی و مقایسه بهتر را فراهم می کند.
۴-با وجود حجم کم،کتاب به شکل قابل قبول به مرور نیمه اول زندگی نویسنده و حدود 30 سال اول آن پرداخته است.
۵-از مزایای کتاب بویژه برای آنها که خود آن دوره یا بخشی از آن را تجربه کرده اند،انتقال و بازسازی ساده فضای آن برش زمانی است.
۶-از نظر ادبی برش هایی از کتاب،بشکل قابل تحسینی یادآور برخی از آثار ادبی مدرن و معاصر است که می تواند ناشی از تأثیر ناخودآگاه نویسنده از مطالعه آنها و یا ذوق ادبی ذاتی وی می باشد.دهکده پرملال فقیری،روزگار سپری شده مردم سالخورده و کلیدر دولت آبادی و ادبیات محلی آمریکای جنوبی،بویژه جنگ آخرزمان ماریوبارگاس یوسا قابل اشاره است.
جملات معمولا کوتاه و ساده است و مستقیما انتقال دهنده فضای واقعی هر دوره می باشد.دید مثبت طبیعت گرای نویسنده،از زمختی و خشنی طبیعت جنوب نیز،به خوبی یاد کرده است.
مثلاً صفحه ی ۹۰: در آن دشت وسیع که در فصل تابستان حتی از سراب هم خبری نیست فقط گیاهان زمخت و خاردار و نخل هایی که همانند مردم آن دیار عادت به تشنگی و مقاومت در مقابل گرما دارند،قادر به نشو و نما هستند.
این زاویه دید همراه با رگه هایی از ناسیونالیسم محلی،یادآور اشعار زنده یاد آتشی نیز می باشد.
-دید عمومی مثبت به زندگی و نیز به زنان بویژه مادر (آنیموس): در سرتاسر خاطرات نویسنده مثلث سختی-فقر و تلاش اجزاء جدانشدنی یکدیگرند،گرچه این مثلث بویژه دو ضلع اول در مورد اکثریت قریب به اتفاق مردم آن دوره صدق می کند.ولی در فضای خاطرات نویسنده گلایه،بریدن،کم آوردن و غر زدن جایی ندارد.
اگر کسی از نزدیک وی را نشناسد،ممکن است مطالب کتاب و نگاه عموماًً مثبت و توأم با خوش بینی کتاب،بوی تعارف و تظاهر دهد ولی شناخت نزدیک،بیانگر نگاه عموماً مثبت ذاتی نویسنده است.
-شاید از نظر روانشناختی،با اجازه نویسنده بتوان حدس زد،نگاه قوی آنیموس(نگاه با عطوفت و توأم با احترام به مادر و زنان) آن هم در محیط به شدت مرد سالار جنوب،از وابستگی بیشتر وی به مادر،نسبت به پدر،نشأت بگیرد.در کلیت خاطرات،به نظر می رسد نویسنده آنقدر که به مادر وابستگی دوطرفه داشته ،به پدر نداشته است. نتیجه آن البته آثار مثبتی به بار آورده است:
دید معمولاً دلسوزانه و با عطوفت به طبیعت و افراد دور و بر.
پیشنهادات:
۱-شاید در یک مدار بالاتر،همین مطالب و فضا در رمان/داستان و نه صرفاً خاطره،میتواند ادبیات و فضای جغرافیایی/ اجتماعی منطقه ما را مانند آثار ادبیات آمریکای جنوبی و لاتین(در آثار یوسا،کارلوس فوئنتس و گابریل گارسیا مارکز) جهانی یا حداقل کشوری کند.
۲-تکمیل مطالب با عکس های مستند و با توضیحات،به اعتبار و نیز حس نوستالژیک اثر بشدت می افزاید.
۳-شاید اشاره به برخی حوادث سیاسی/اجتماعی آن دوره ها که نویسنده خود به یاد داشته و تصویر کردن وضعیت ولاین (محل ) در آن زمان به غنای مطالب می افزود.بویژه که بسیاری از حوادث چندان حساسیت برانگیز نمی باشد.مثلاً اوضاع محل در حوادث ۱۵ خرداد ۴۲،اصلاحات ارضی،اوضاع سیاسی محل در زمان بازدید مقامات و یا حوادث مانند نظر مردم در زمان جشن های ۲۵۰۰ سالگی پادشاهی و جنگ اعراب و اسرائیل،حوادث اولیه انقلاب و ... چگونه بوده است.
۴-برخی از تجدد،بتدریج در همان دوره وارد محل شده است.مثلاً رادیو،موسیقی،شامپو و... برخورد مردم و بزرگترها چگونه بوده است؟
دکتر عبدالرحمان بابااحمدی
با آغاز خواندن احساس می کنی که رمان گونه ای را مطالعه میکنی و ویژگیهای داستان از آن به مشام می رسد و نویسنده یک " طرح داستان " را به سوی گره افکنی و بازگشایی می برد، ولی پس از یکی دو صفحه متوجه میشوی که شیوه رئالیستی و فرامدرن را در نوشته به کار بسته و حسب حالی را،واقعیت نگاری کرده که سبک خاص نویسنده و تسلط او بر داستان نویسی و توصیف، چنین تصوری را به ذهن متبادر کرده است.نویسنده در بیان خاطرات درد مشترکی برای هم نسلان خود و دوره های بعد از خود ایجاد می کند و خواننده را می برد به رویاهای کودکی و نوجوانی،آنگاه خود از میان مشکلات همچون پرنده ای تیز پرواز بال می گشاید و از صحرا به آسمان آبی سیر می کند.و به افقی دور دست چشم دوخته و بال در بال افق پیش می تازد،بدون این که به سر منزل بعدی فکر کند.نویسنده با نگارش کتاب " روات " ،از حقایق پرده برمی دارد و طرحی در می اندازد تا دیگران بخوانند و بدانند که زندگی همه آسودگی و راحتی نبوده و به قول عطار:
" گر مرد رهی میان خون باید رفت
از پای فتاده سرنگون باید رفت
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت "
میگوید : اگر میخواهی آینده ای روشن توام با افتخار داشته باشی،تلاش کن و از بیان گذشته ی خود عار نداشته باش و آن را فراموش نکن،بلکه از واگویه آن نیز شرمنده نباش.به عنوان مثال: در بخش یکم (کودکی و روستا) و دوم (نوجوانی و مهاجرت به شهر)با صداقت و صمیمیت با خوانندگان روبرو میشود.چیزی که خیلی ها وقتی به نان و نوایی رسیدند،از شنیدن آن اززبان دیگران نیز،ترس دارند چه رسد به این که خود بگویند یا در کتاب چاپ کنند.(خاطرات صفحه 26 الی 37).
نویسنده برای ادامه ی تحصیل و رساندن خود به اهداف عالی زندگی که خود با ذکاوت و بلند نظری از دوران کودکی و نوجوانی در سر می پرورانده،از هیچ کوششی فروگذار نبوده است.البته این بلند نظری تحت تاثیر تربیت و درایت مادر مهربانش نیز بوده و پدر بزرگوارش نیز اهل علم و معرفت .همچنان که خود ایشان را،اولین معلم خود و کسی که خواندن و نوشتن را به او آموخت یاد می کند.سبک نوشته صمیمی و خودمانی است.نویسنده زندگی شخصی را جز به جز شرح و توضیح می دهد و ناگهان گریزی رندانه و ماهرانه به شرح و توصیف محل،آب و هوا و آداب می زند و آنجاست که از چاشنی ادبیات استفاده می کند تا،توصیف دلپذیرتر گردد.قلم وی،سادگی و روانی را هیچ وقت از دست نمی دهد.نویسنده متناسب با مطالب گاهی از ابیات دلنشین سعدی،حافظ و...و یا شاعران نوپرداز مانند زنده یاد " شاملو"، " سیاوش کسرایی " با شعر قرق،" محمد حقوقی "، " هوشنگ ابتهاج " ،" منوچهر آتشی" و... زینت افزای نوشته کرده تا رسایی و گیرایی مطلب را افزون کند و بحق موفق نیز بوده است.(صفحه 97،101،122،126 و...).
نویسنده در جای جای کتاب خاطرات بسیار شیرین را تعریف می کند که نشان از حافظه ی بسیار قوی و اهمیت و ارزش این خاطرات برای او دارد.خاطراتی که قدمت آنها به 40 تا 50 سال گذشته می رسد." ...از آبتنی درون "گاوبند " نخلستان پشت خانه به هنگام آبگیری و مژه هایمان که بخاطر گل آلود بودن آب،سیخ می کشید،از شیطنت های آخر شب روی پشت بام و...
نویسنده خود از خوانندگان بسیار علاقه مند آثار برجسته ی ادبی از " کلیدر" دولت آبادی گرفته تا آثار محمد حقوقی و دل نوشته های" امین فقیری " و شاهکارهای " باستانی پاریزی"آثار ارزشمند دکتر " اسلامی ندوشن" و هزاران ماندگار دیگر است.که نه تنها خود می خوانده،بلکه به دیگران نیز سفارش می کرده است.
کتاب خود به نوعی کتابنامه ای است که،می توان نام صدها کتاب و نویسنده را در آن یافت و مختصری از شرح حال نویسندگان را دانست.نوشته از چاشنی طنز نیز برخوردار است که آنرا دلپذیرتر می کند.به جز مواردی که از اشتباهات چاپی.مانند: " از همان مسیری که آمده بودیم،برگشتیم" که چون نویسنده اکنون که کتاب را می نویسد در مبدأ (سفر ذکر شده است) باید می نوشت از همان مسیری که رفته بودیم،برگشتیم.(صفحه 152).
کتاب سیر منطقی و اصولی دارد که خاص هر زندگی نامه (اتوبیوگرافی) است.نیمه اول که دوران کودکی و شکل گیری شخصیت نویسنده را شامل میشود.مسایل و پیامها صریح و آشکار است.از نیمه دوم غنای ادبی،اندیشه و تفکر و پیامهای اخلاقی و ...آغاز میشود و نویسنده را به عنوان یک آدم پخته و سرد و گرم چشیده با اندوخته های ادبی و دانش و معرفت می شناساند و نشان می دهد که ایشان فقط یک قاضی در پشت میز قضا و یا یک وکیل در دفاع از حق نیست که صبح از خواب برخیزد،راست و مستقیم به اداره برود و شب به منزل برگردد و چشم بر هر چیز غیر از حقوق و قضاوت بسته باشد.
کتاب به نوعی دارای بخش اعلام نیز هست.که از شیراز تا وحدتیه و برازجان،نام و القاب بسیاری از اشخاص را در بر می گیرد.و برای معلمان و دانشجویان نیز الگوها و روش های مناسبی در جهت یادگیری مطالب بصورت اصولی و عمیق بیان میکند. به ویژه که سالهای قبل (40الی 50 ) پیش،روش های یادگیری فعال را در دانش آموزان دبستانی به کار می گرفته است که امروزه علمای تعلیم و تربیت توصیه میکنند.(صفحه 164).
از صفحه 169(تحصیل در دانشگاه) از افراد و اشخاص بنام و استادان برجسته ای در رشته های علوم انسانی نام می برد که این بخش نیز در شناخت آن دانشمندان و صاحبان آثاری ماندگار بسیار مهم است.
کتاب با یک مقدمه ی بسیار شیرین و هشت فصل متناسب و موزون (از نظر سیر منطقی نوشته) و با یک شعر زیبا از خود نویسنده و در پایان یک واژه نامه ی مختصر و مفید از واژگان محلی منطقه ی دشتستان در 227 صفحه ارایه شده.ولی خواننده را منتظر می گذارد ! و او را از این قلم خسته و دلسرد نمی سازد.
حسین جعفری
مزید اطلاع نقد جناب آقای علی حسین جعفری به صورت مجزا در پست های قبل تقدیم گردید .








