عشق
هوالمحبوب
وقتی به ماخذ و وجه تسمیه کلمه عشق پی می بریم باید بدانیم که محققین برای عشق و محبت یازده مرحله قائل شده اند :
۱- دوستی : موانست ساده و بی آلایشی بیش نیست
۲- علاقه : مرحله مهر ورزیدن قلبی دو فرد به یکدیگر
۳- کلف : دوره تشدید محبت نسبت به معشوق است .
۴- عشق محسوس : علاقه زائد بر مقدار محبت
۵- شعف: مرحله احتراق قلب در نتیجه افزایش به دلدار
۶- شغف : ازدیاد بی حد محبت است تا نفوذ در جدار دل و روان عاشق
۷- جوی : مهر و محبت باطنی نسبت به معشوق
۸- تیم :مرحله ای که عاشق از دلدار ظاهرا دوری می گزیند و در طلب خیالی که مخلوق فکر اوست بر می آید.
۹- تبل : عاشق بر اثر شدت علاقه به دلدارش ناتوان و بیمار می گردد و نیروی حیاتی او به کلی سقوط می کند .
۱۰- تذلیه : مرحله ایست که عاشق بر اثر بحرانهای روحی قوای عاقله خود را از دست می دهد .
۱۱- هیوم : آخرین مرحله عشق در این دورهعاشق در معشوق فانی می شود و در عالم جز او کسی را نمی بیند و نمی جوید .
عشق و محبت چیست ؟
در کنکاشهای لغت شناسانه گفته اند که واژه عشق از عشقه گرفته شده و آن گیاهی است که سبز شده و سپس باریک گردد . زرد شود و چون بردرختی پیچد آن را خشک و زرد می کند . بر اساس این ریشه شناسی می توان گفت رونده عاشق است و مانده عشق . عاشق فنا یابد و عشق بقا دارد. به بیان دیگر عشق از خود بیرون شدن و معشوق یافتن و برگرد او چرخیدن است . شیخ عطار نیز آورده است : از خویشتن بیرون آمدن غرقه در دریای پرخون آمدن
اما از نظر اصطلاحی باید خاطر نشان کرد که عشق تعریف حصولی و مفهومی نمی پذیرد و از زیبایی های کمالی عشق همانا تعریف نابرداری آن است . چه اینکه عشق از نوع شدن ، گردیدن ، یافتن ، شهود کردن ، چشیدن و فنا گشتن است و اینها در الفاظ نیاید . آری باید چونان ملای رومی اذعان و اعتراف نمود که :
هر چه گویم عشق را شرح و بیان چون به عشق آیم خجل باشم از آن
در عین حال نمی توان به تعاریف لفظی و شرح الاسمی اشارت ننمود. جناب شیخ رجبعلی مکتب عشق را به گونه ای خاص تعریف می کند و چه زیبا آن را مکتب خداخواهی می خواند . ( کیمیای محبت ص ۱۶۸)
انواع عشق:
در یک تقسیم بندی عشق و محبت به دو شاخه حقیقی و مجازی تقسیم می گردد . در رابطه با عشق مجازی و عشق حقیقی اگر چه تفسیرها و تحلیل های مختلف و گاه متباینی نقل شده است ولی خلاصه ای از ویژگیهای هر یک از اقسام در ذیل می آید:
عشق و محبت به هر چه که پایدار ، ابدی و جاودانه است . همچون عشق به کمالات و ارزشها ، عشق حقیقی نامیده می شود ولی عشق به هر چه که ناپایدار و فنا پذیر و افول کننده است عشق مجازی نام می گیرد . به عبارت دیگر عشق به مطلق ها ، حقیقی و عشق به مقید ها مجازی است .
۲- عشق به الله عشق حقیقی است و لاغیر . در برابر ، عشق مجازی آن است که پل و گذرگاه برای نیل و وصال به حقیقت باشد و قنطره رسیدن به خداوند متعال قرار گیرد و انسان را از طبیعت جزیی و متغیر و هلاک شونده به ماورا طبیعت و عالم غیب و الوهیت سیر و عروج دهد . بر این اساس عشق به قرآن و پیامبر ص و علی ع و ... عشق مجازی است ولی دوست داشتن زن و فرزند و ثروت نیز اگر از راه شرعی باشد حلال و الا باید آن را شهوت حرام دانست.
۳- در عشق حقیقی وصال به معشوق ، عشق را شدیدتر و سوزنده تر ، حرکت و مجاهده را بیشتر و فزاینده تر می کند ولی در عشق مجازی وصال به معشوق میراننده عشق و سکون دهنده است و به تدریج عشق را نابود و شاید تبدیل به نفرت کند.
۴- عشق حقیقی ، لذت های روحانی و عقلی و عرفانی دارد و عشق مجازی لذت های حسی و وهمی و اعتباری . عشق حقیقی اجتهاد ، بصیرت ، نورانیت دل ، از خود گذشتگی و شیفتگی تا سر حد جان باختن و تقدس و معنویت را در پی دارد ولی عشق مجازی توقف و کدورت دل و ظلمت جان و محدودیت فکری و علیل شدن را به دنبال خواهد آورد . آری این دو عشق از نظر آثار نیز با هم متفاوت هستند .
۵- در عشق حقیقی معشوق تغییر نابردار و جانشین ناپذیر است ولی در عشق مجازی متعلق عشق تبدیل پذیر و عوض شدنی است .
آثار و نتایج عشق:
عشق حرکت آفرین و جهش زاست . سستی و فشل بودن و جمود و سکون را بر می دارد .
عشق نورانیت ،پویایی ، حرارت ، روشنفکری و بصیرت می آورد و تاریکی ، تنگ نظری ، برودت و تحجر را بر می کند .
عشق ، عاشق را از خود بیرون برده ، از محدودیت و تقید نجات می دهد و صبغه معشوق به او می بخشد و وسعتش می دهد یعنی از زندان شدن و حصار کشیدن به دور خود می رهاند و در یک جهان وسیع و میدان فراخی قرار می دهد.
عشق الهام بخش و فیض دهنده است و قهرمان ساز
عشق قوای خفته را بیدار و استعداد های بالقوه را به فعلیت می رساند و نیروهای بسته و مهر شده را آزاد می کند .
عشق تصفیه گر روح ، تزکیه دهنده جان و جلا دهنده ضمیر آدمی است.
عشق درمانگر ، بیدادگر ، صعود بخش و تقرب آور است.
عشق مشابهت و مشاکلت با معشوق و تخلق به اخلاق او و اتصاف به اوصافش را نتیجه می دهد.
عشق تواضع ، خوشرویی ، شرح صدر ، زیبابینی ، جذبه ، مهر و وفا ، رحمت و رضا می دهد.
بخش دیگر این کتاب به نظرات مکاتب و بزرگان بر می گشت:
افلاطون:
از منظر افلاطون روح انسان پیش از آنکه به عالم خاکی پای بگذارد در عالم معقولات و مجردات خیر و زیبایی مطلق را دیده و از آن جدا شده زیرا افلاطون برای حقایق مراتبی قائل است که در بالای همه آنها حقیقت جمال و زیبایی مطلق یعنی خدا قرار دارد که همه حقایق از پرتو آن مستفیض و نورانی می شوند و حال در این دنیا زیبایی های مجازی او را به یاد حقیقت زیبایی و خیر مطلق می اندازد و جانش را در عذاب عشق و هجران می گدازد . این است مفهوم عشق در نظر افلاطون همان حالی که در شعر مولوی جان گرفته بدین صورت در آمده است : بشنو از نی چون حکایت می کند .
صوفیان :
خداوند مبدا همه چیزست و ازلی و ابدی . چون آغاز و سرانجام ندارد . از نظر آنها خداوند متعال جانان حقیقی است یعنی بزرگترین و شایسته ترین معشوقی می باشد که قابل دوست داشتن است . به عقیده آنها خداوند که ازل بوده همواره محبوب به شمار می آمده و محبوبی پاکتر و معشوقی شایسته تر از او وجود نداشته و بر ماست که او را یگانه معشوق و محبوب خود بدانیم و جامی شاعر معروف ایران در یوسف و زلیخای خود قطعاتی چند را اختصاص به این موضوع داده است. شرط دوست داشتن جانان حقیقی گذشتن از خود می باشد و در قدم اول باید همنوع خود یعنی انسان را دوست بداریم . صوفی باید بدون خودخواهی عاشق باشد. ( یکسال در میان ایرانیان ص ۱۸۹)
عرفا :
راه وصول به حقیقت را عشق گفته اند . جلال الدین محمد مولوی عقل را در مقابل اشراق و تجلیات صوفیانه و به تعبیر خود او در برابر عشق نکوهش کرده است . شاید از این رو که استدلال عقلی راه را به بن بست می کشاند .
از هر طرف که رفتم جز حیرتم نیفزود زنهار از این بیابان ، وین راه بی نهایت ( دمی با خیام ص ۳۵۷)
شخصی کج سلیقه :
در چهار کلمه خلاصه می شود : " شاشدانی در شاش دان دیگر " ( حماسه کویر ص ۲۶۹)
یک فصل از کتابی رو که آماده کرده بودم به سخنان نغز و تک بیتی های بزرگان ادبیات جهان بر می گشت و تک جمله های انگلیسی نیز به همراه متن اصلی با ترجمه آن آورده بودم. در زیر چند تایی را که از چک نویس ها برام مونده تقدیم می کنم .
زندگی گل است و عشق ، شهد شیرین آن . ویکتور هوگو
بیشترین لذت عاشق از عشق است نه از معشوق . پس سعی کن عاشقتر باشی .
عشق اصل همه چیز ، دلیل همه چیز و خاتمه همه چیز است . لاکوردو
عشق آن نیست که به هم خیره شویم ، عشق آن است که هر دو به یک سو بنگریم . سنت اگزوپری
دوست داشتن خیلی بهتر از عشق است . من هیچگاه دوست داشتن خود را تا بالاترین قله های عشق پایین نمی آورم. دکتر شریعتی
عشق هرگز به رنگ تردید در نمی آید . بوبن
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر ......
کتاب عشق را جز یک ورق نیست در آنهم نکته ای جز نام حق نیست
عشق کلید شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود.
عشق ورزیدن را از کویر بیاموزیم که دریا بودنش را به آفتاب بخشید.
در نگنجد عشق در گفت و شنید عشق دریایی است قعرش ناپدید . مولوی
عشق صوری دریوزگی در پی دارد . شکسپیر
عشق بی دلیل ، دلیل می آورد
در مقابل آتش عشق ، سرمای کشنده ترس از بین می رود . شکسپیر
عشق آموخت مرا جور دگر خندیدن .. سهراب سپهری
ثبت است بر جریده عالم دوام ما هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست. حافظ
آن چنان نرد محبت به تو بازم که شود عشق بازی به جهان ختم به اسم من و تو . ذوقی اردستانی
کو حریفی که کند سیر قمارم در عشق پاک بازم به خدا پاک بری می خواهم. ملا عشرتی
عشق اسطرلاب اسرار خداست .
هنگامی که عشق دامن میگسترد کلام خاموش می شود .
1) LOVE MAKES YOUR SOUL CRAWL OUT FROM ITS HIDING PLACE. ZORA
2) LOVE AND COUGH CANNOT BE HIDE . GEORGE HERBERT
3) AT THE TOUCH OF LOVE AND HEART , EVERY ONE BECOMES A POET . PLATO
4) LOVE IS A GAME THAT TWO CAN PLAY AND BOTH WIN BY LOOSING THEIR HEART . EVA GABOR
5) TAKE AWAY LOVE AND OUR EARTH IS A TOMB . ROBERT BRO
6) WHO, BEING LOVED , IS POOR ? OSCAR WILDE
7) LOVING IS NOT JUST LOOKING AT EACH OTHER , ITS LOOKING IN THE SAME DIRECTION . ANTOINE DE SAIN
8) LOVE IS THE GREATEST REFRESHMENT IN LIFE. PICASSO
9) IT IS NEVER TOO LATE TO FALL IN LOVE . SANDY WILSON
10) WHERE THERE IS LOVE , THERE IS LIFE . MAHATMA GANDHI
11) LOVE LOOKS NOT WITH THE EYES , BUT WITH THE MIND .
12) LOVE HELP US TO COMMUNICATE WITH GOD .
13) BETTER TO HAVE LOVED AND LOST , THAN TO HAVE NEVER LOVED AT ALL. ST.AUGUSTINE
14) VERY SMALL DEGREE OF HOPE IS SUFFICIENT TO CAUSE THE BIRTH OF LOVE . STENDHAL
15) LOVE CONQUERS ALL. VIRGIL
16) TRUE LOVE IS LIKE GHOSTS , WHICH EVERY BODY TALKS ABOUT AND FEW HAVE SEEN .








