به بهانه چهار سالگي وبگاه مزيري -بي ورا

بنام خدا
گل را اثر روی تو گل پوش کند
جان را سخن خوب تو مدهوش کند
آتش که شراب وصل تو نوش کند
از لطف تو سوختن فراموش کند
افسوس که میل هست ودیگر هیچ نیست ، نه سوادی دارم و نه گنجینه واژه گانی که بتوانم احساس درونم را بازگو کنم.اگر بخواهم با اندکی موجودی کلمات آنچه را که درونم هست برای تولد وبلاگ وزین مزیری و بی وراء بازگویم می ترسم همین آبروی نداشته ام نیز از بین برود و سایرین نسبت به من بی اعتماد شوند.
حسام عزیزم همیشه برای شروع کردن ترس وجود داردکه فرد را از شروع باز می دارد.آدم های موفق کسانی بوده اند که این ترس را از بین برده اند یا بر آن غلبه کرده اند ، آنگاه توانسته اند ادامه بدهند و ادامه دادن یک کار آنهم آهسته و پیوسته و تلاش برای بهتر شدن خود منجر به موفقیت و پیروزی میگردد.اکنون یقین دارم در چهارمین سالروز تولد وبلاگت مصمم تر از همیشه آستین همت را چنان میتوانی بالا بزنید که منشائ تحولات عظیم تری در این صفحه مجازی که گویای دوران زندگانی اجدادمان بود را به رخ همگان بکشید .
آری حسام مهربان ؛ خاطرات هرچه شیرین تر باشد بعدها از تلخی، گلویمان را بیشتر می سوزاند .اینجا از گفتمان و خاطرات قدیمی گپ و گفت در میان هست و از دانش دیروز و امروز و گاهی از تلفیق هردو و یا اخبار و احادیث متنوع .به همین دلیل بر آنم تا با وعده بخودم روزانه به این وبلاگ مردمی و ارزشی مهمان شوم و خودم را از سفره دانش و اندوخته بزرگوارن زادگاهم و دوستداران وبلاگ مزیری بی ورا سیراب نمایم.
اکنون که در این روزگار فاصله زندگی ما آدم ها تا کهکشان ها با همدیگر دور شده اند جای بسی امید و امیدواری است که بتوانیم با درج دلنوشته هایمان مروری و گذری هرچند خیالی و مجازی بر آنچه بر ما و گذشتگان ما سپری شده است را در ذهن متصور نمائیم که این مهم با تلاش مضاعف و یردباری شما میسر خواهد شد.
در این رهگذر مواظب باش که از بابت درج مطالب دلی رنجور ومکدر نگردد و یادمان باشد که دلهای بزرگ بی صدا می شکند.
یادمان باشد بهترین و قشنگ ترین جا برای بودن و حضورت ، بودن و ماندگاری در افکار دیگران است.
روزت خوش و روزگارت آباد
حیدر مجدنیا
اردیبهشت 94








