سرود خان غمگین ِ بر منبر ِ باد
نه شاخ و برگ
که تارهای کوک ِ اشباع ازنتِ نمک
و سرود ظهر ِ گنجشک ها را
در تو کشتند !
بر بریده ی گردنت
که دیگر آواز نمی خواند ،
حنای ِ " شل " نهادند
تا درتاریکی درون
درخود تکثیر سبزِ جوانه کنی ...
****
ای بی خار باستانی
بر هم نهاده ورق
سجل ِ هفت پشت ِ
صدها طوفان و خشک سالی را
در کنده ی تناور ِ خویش ،
تو چقدر اصیلی
که پاسخ تبر را
با تقدیم عسل حواله می دهی !
وقتی دوباره
قد می کشی تا زنبورها در موهایت لانه بسازند .
علی حسین جعفری
یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴ 17:16 سید حسام مزارعی








