مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

بر نگردی جنگ

درود به مخاطبان بزرگوار وبگاه

هفته دفاع مقدس را به همه هم میهنان ارجمند تبریک عرض نموده و یاد تمامی رزمندگان دوران 8 سال دفاع مقدس را گرامی می داریم .

به مناسبت هفته دفاع مقدس بنا داشتیم به نیابت از همه رزمندگان رشید و دلاور شهر وحدتیه ، پای صحبت های شهید زنده شهر جناب حاج ناصر برازجانی نشسته و از روزهای جنگ و لحظه جانبازی اش سخن برانیم اما به واسطه مسافرتی که داشتند این امر میسر نشد . این قول را از ایشان گرفته ایم که به محض برگشت پای صحبت هایشان نشسته و متن مصاحبه را تقدیم خوانندگان ارجمند کنیم .

در ادامه متن تقدیمی شاعر شهر ، علی حسین جعفری را به حاج ناصر برازجانی پیشکش می کنیم .

 " تقدیم به سرو قامت ِ سربلند ، جانباز ناصر برازجانی .

_ در جنگ :

خیلی ها چیزی را دادند که خیلی دوستش داریم..................   جان را

خیلی ها نیز ..........................................دستشان را

خیلی های دیگر....................................پاشان را

و بعضی ها نیز ......................... دست و پاشان را

تا ما چیزی را حفظ کنیم که خیلی خیلی دوستش داریم ................. خان و مان را

_ پس :

معلوم شد که دست و پا همیشه برای " فرار " نیست ، گاهی هم با دادن شان و استقامت ِ برخواسته ی به حق ، می توان " قرار " را هم خرید . قرار خود و دیگران را .

_ مثل ِ :

" ناصر .... با کت و شلوار یکدست آبی آسمانی یا سبز زیتونی ( درست یادم نیست ) که در دهه ی شصت به مدرسه می آمد و پا به پای ما و حتی قبراق تر می دوید ، فوتبال بازی می کرد و لذت می برد . جنگ که شد رفت ... و وقتی که آمد ، حس پا و دستش را جا نهاده بود و قبراقی و لذت دو و فوتبالش را نیز تا همیشه ... و حتا آن کت و شلوار یکدست را نیز دیگر هرگز نپوشید !

سرت را بالا بگیر مرد ، سر و ... و بگذار به پایت سر خم کنیم و ...

 

علی حسین جعفری

 

پنجشنبه دوم مهر ۱۳۹۴ 8:19 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)