بصیرت تنها سلاح کاربردی در جنگ نرم
در سال ۱۹۸۶ یعنی در اوج پیروزی های رزمندگان اسلام در جبهه مقاومت علیه استکبار جهانی ، فرانسیس فوکویاما در کنفرانسی در اورشلیم تحت عنوان ” بازنشناسی هویت شیعه ” که توسط صهیونیستها برگزار شد ، گفت شیعه پرنده ایست که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست ، پرنده ای که دو بال دارد ، یک بال سبز و یک بال سرخ ، بال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالتخواهی اوست ، چون شیعه در انتظار عدالت به سر میبرد، امیدوار است و انسان امیدوار هم شکست ناپذیر است . او همچنین گفت : نمی توانید انسانی را تسخیر کنید که مدعی است کسی خواهد آمد که در اوج ظلم و جور ، دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد . شیعه با این دو بال ، افق پروازش خیلی بالاست و تیرهای زهر آگین سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، اخلاقی و …. به آن نمی رسد. از نظر فوکویاما شیعه بعد سوم هم دارد که بسیار مهم است . این پرنده ، زرهی به نام ولایت پذیری بر تن دارد . در بین کلیه مذاهب اسلامی ، شیعه تنها مذهبی است که نگاهش به ولایت فقهی است . یعنی فقیه می تواند ولایت داشته باشد . وی معتقد است تا ولایت فقیه را نزنید نمی توانید به ساحت مقدس مهدی موعود (عج) تجاوز کنید. لذا اگر مشاهده می کنید که امروز بعضی از سیاستمداران در جمهوری اسلامی مطرح می کنند که ولی فقیه انتخابی است نه انتصابی ، و می گویند که ولی فقیه باید به صورت شورایی اداره شود یا با رأی مردم و به رأی مستقیم مردم قرار بگیرد ، ناشی از این است که باید ولایت فقیه زده شود. او نظریه ای ارائه می دهد به نام میکروپولتیک و میکروفیزیک. میکروپولتیک یعنی میل و انگیزه ؛ میکروفیزیک یعنی قدرت. او می گوید برای پیروزی بر مردم یک کشور ، باید انگیزه مردم را تغییر داد. اگر انگیزه مردم ، که به عنوان یک « فرهنگ » شکل گرفته است ، تغییر کند و به رفاه طلبی و تجمل گرایی و اشرافی گری تبدیل شود ، شما پیروز خواهید شد. و گرنه مانند این است که آب در هاون می کوبید. این انگیزه ها هم تغییر نمی کنند مگر اینکه ارکان یک قدرت برای تغییر دادن آن وارد صحنه شوند. آنان براساس طرح ها و برنامه ریزی هی از پیش تعیین شده وارد جنگ نرم شده اند و از سال های ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۶ به فاصله هردو سال یک طرح را اجرا و در نهایت اعتقاد دارند که با برنامه ریزی دقیق شیعه را جمع کنند. آقای فوکویاما در تبیین چگونگی تغییر انگیزه ها و اندیشه ها می گوید شما بیایید برای غرب یک امام زمان ، یک کربلا و یک ولی فقیه درست کنید. البته لازمه این کار این است که ما یک مکتب جدیدی بسازیم. او یک مکتب جدیدی به نام آوانجلیس عرضه کرد. در آوانجلیس عیسی ناصری خواهد آمد. او هر چه درباره طول و عرض و ارتفاع امام زمان ما بیان شده است به عیسی ناصری نسبت داده است. او گفته است زمانی که دنیا پر از ظلم و جور می شود ، عیسی ناصری می آید تا دنیا را پر از عدل و داد کند. بعد این آقای فوکویاما شبکه ای درست می کند به نام TBN که کارش تحلیل وقایعی است که در جامعه رخ می دهد. وقتی سونامی اتفاق افتاد ، پروفسور « هالدینگ زی » ( شاگرد فوکویاما ) بیش از بیست ساعت تفسیر کرد که این یکی از علائم ظهور امام زمان عیسی ناصری است! هر حادثه ای که رخ بدهد میگوید این هم یکی از نشانه های ظهور است!، اینها گفتند ما امام زمان را درست کردیم. حالا باید این امام زمان را در فیلم ها نشان بدهیم ، کربلا را در فیلم ها نشان بدهیم.برابر دستور فوکویاما ، فیلم سازی دقیقاً بر اساس مدل جنگ تحمیلی ما شروع شد. فیلمی ساختند به نام « دسته برادران ».لفظ « برادر » مال کیست؟ جمله « خسته نباشید » و « برادر » را از کجا گرفته بودند؟فیلم دسته برادران ، دقیقاً بر اساس مدل « روایت فتح » شهید آوینی ساخته شده است. یعنی با همان اسلوب ، متن و شکل های احساسی و عاطفی که شهید آوینی روایت فتح را درست کرد. در فیلم « نجات سرباز راین» ، از مادر سه شهید تجلیل صورت می گیرد. در فیلم جنگ پرل هاربر ، تئوری « جنگ ، تا رفع فتنه در عالم » را لحاظ کرده اند. در فیلم « زمانی که سرباز بودیم » کربلا را بازسازی می کنند که این فیلم بر اساس عملیات کربلای پنج ساخته شده است. در فیلم « سقوط شاهین سیاه »، به درستی صحنه کربلا را به تصویر می کشند. امام حسین و یارانش در یک طرف و شمر با آن لباس مخصوصش در طرف دیگر است. در این فیلم ، سربازان آمریکایی با لباس سبز رنگ نقش یاران امام حسین را در صحنه کربلا بازی می کنند و سربازان مقابل آنها ، با لباس قرمز رنگ نقش دشمنان آمریکایی ها را بازی می کنند. وقتی یکی از سربازان آمریکایی مجروح می شود و بر زمین می افتد ، خون سبز از او خارج می شود. چرا؟ چون رنگ سبز در فرهنگ شیعه مقدس است… در فیلم « جن گیر » ، یک دانشمند مسیحی که روحانی است ، به کربلا می آید و در کربلا تحقیق می کند تا اینکه به جنازه شهیدی می رسد و می بیند که این جنازه شهید که تازه است ، مومیایی شده است. این جنازه مومیایی شده به گونه ای به مخاطب القاء می شود که شما می توانید آرمی شبیه آرم جمهوری اسلامی را در آن ببینید. غروب در آیین مسیحیت ، هنگامه شیطانی است. در حالی که غروب در آموزه های شیعه ، وقت الهی است. در فیلم بیگانه غروب را به تصویر می کشد که در اینجا یک تا چهار دقیقه ایران را به عنوان نماد شیطان نشان می دهند. در فیلم « دروغهای حقیقی » ، ایران را نشان می دهند. و بعد ایرانی ها را در حالی که بمب اتم ساخته اند و این بمب را برای یک گروه تروریستی عرب زبان ساکن در آمریکا فرستاده اند که این گروه قرار است شهر جورچ واشنگتن را نابود کند، نشان می دهد. در فیلم « نفوذی » ، یک گروه تروریستی شیعه را نشان می دهد که با یک عرب زبان دیدار می کند ، وقتی این گروه تروریستی دسنگیر می شوند ، در دستهای این گروه ، تسبیح را مشاهده می کنید و بعد هم صدای اذان همراه با « اشهد ان علیاً ولی الله » را پخش می کنند. در فیلم « نبرد آخر الزمان » ، یک هنرپیشه ای را به کار گرفتند که چهره اش به جرج بوش شبیه است. جرج بوش در این فیلم به مبارزه با شیطان می پردازد ، به گونه ای که قصد دارد دنیا را از عدل و داد پر کند. یعنی القاء می کنند که رئیس جمهور آمریکا مقدمه ظهور امام زمان ( عیسی ناصری ) است. توجه کنید که جورج بوش در آن سخنرانی معروف ، نگفت که ایران « محور شرارت » است. مترجم اشتباه ترجمه کرده است. جورج بوش گفته است: ایران محور « شیطان » است ، مظهر شیطان است و ما داریم با شیطان مبارزه می کنیم… . در خاتمه کلام لازم است پیشنهاد نمایم که در شرایط کنونی برای حفظ ارزشهای فرهنگی و باورهای دینی و اعتقاداتی برنامه هایی در جهت ارتقاء آگاهی مردم از این جریانات خطرناک تدوین شود و جامعه به خودباوری واقعی رسانده شود. از آنجا که ارزش ها و هنجارها آموختنی هستند و هرچیز آموختنی در معرض فراموشی قرارخواهد گرفت پس بجاست که با برنامه های دقیق اهمیت تمامی ارزش های اخلاقی و اجتماعی و دینی را یادآوری نمایم و یادمان باشد که فراموشی ارزش ها با ترک عملی آنها ملازم است ، زیرا لازمه عمل به یک ارزش و هنجار آگاهی به وجود آن و آشنایی به جزئیات عمل به آن است و چه خوب است که در این ایام سوگواری اباعبدالله الحسین در راستای اجرای فرهنگ عاشورایی امربه معروف و نهی از منکر کوشاتر باشیم.
حیدر مجدنیا








