مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

پنجاه و چهارمین جلسه کانون ادبی باران

این بار آغاز سخن با شعر زیبای " تو به من خندیدی و نمی دانستی   من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم..." اثر " حمید مصدق " توسط آقای محمدجعفر کشاورز قرائت شد. و بعد از آن چند تن از اعضا سروده های خود را ارائه داده و ادامه جلسه به  بیان مبحث " مقدورات و معذورات "  در شناخت و صحت و سقم قضایا ،توسط  آقای اکبر بابااحمدی اختصاص یافت.پس از آن نیز دیگر اعضا سروده های خود را قرائت نمودند.

سپس آقای کشاورز مطالب مفصلی در مورد زندگی و آثار " حمید مصدق " بیان نمود.وی گفت: حمید مصدق در سال 1318 در شهرضا به دنیا آمد.بعدها به همراه خانواده اش به اصفهان آمد.تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در اصفهان گذراند.پس از پایان دوره دبیرستان در سال 1338 در رشته بازرگانی در تهران پذیرفته شد و پس از آن نیز در رشته حقوق ادامه تحصیل داد.پس از اخذ درجه لیسانس در سال 1350 تدریس و وکالت را پیش می گیرد  و از این پس با سمت استاد یاری در مدرسه عالی مدیریت کرمان به تدریس می پردازد و کتاب (مقدمه ای بر روش تحقیق) را برای دانشجویان می نویسد. همراه با کار تدریس و وکالت، انتشارات " فرهمند " را در تهران تاسیس می کند و کتاب "جهانی از خود بیگانه " اثر "حمید عنایت " و پس از آن دو منظومه " آبی،خاکستری،سیاه" و " در رهگذار باد" اثر خودش را در آن انتشارات به چاپ می رساند.یکی از خصلتهای بارز مصدق جذب دوستان زیاد بود که در پیشرفت وکالت و نویسندگی وی تاثیر زیاد داشت. و وکالت بسیاری از نویسندگان  و شاعران را در امور گوناگون بعهده داشت.

خانم سیمین بهبهانی در مورد مفهوم و ویژگی عشق در شعر مصدق می نویسد: عشقی که نه بر سر هر کوی و گذر،دست کم در میان دانشجویان و جوانان هم سن و سال " حمید" شناخته است و هنوز هم گهگاه در هنگامه میانسالی او نقل محافل است و پیگیری همین عشق بی فرجام شاید جاذبه به شعر مصدق را  "حمیدی" و افزون کرده است.

مصدق در سحرگاه هفتم آذرماه 1377 در اثر سکته قلبی درگذشت.دیگر آثار ایشان شامل: شیر سرخ،سالهای صبوری،از جدایی ها و شعرهای کوتاه،تا رهایی و...

حسن ختام نیز به توسط آقای حسین جعفری به بیان تاریخچه کوتاهی از تاریخ ادبیات از نیمه دوم قرن سوم تا آغاز قرن چهارم هجری اختصاص یافت که در پست قبل مشروح آن تقدیم گردید .سپس قطعه ای از شاهنامه شامل ازدواج سام و رودابه را بصورت صوتی پخش نمودند. و شعری از سیمین بهبهانی در مورد منوچهر آتشی را قرائت نمودند.

 

"کیم من"

کیم من،آهویی از خود رمیده

وفاجویی وفا هرگز ندیده

کیم من،کفتری بی آشیونه

به دام افتاده ای، بی آب و دونه

کیم من، عاشقی در کنج زندان

شکفته نوگلی در این بیابان

کیم من،ناخدایِ کشتی غم

همه روزم غم است و درد و ماتم

کیم من،شاعری با غصه دم ساز

غزل خونی که یادِش رفته آواز

کیم من ،بنده ای بی مزد و منت

غریبی با دلی غرق محبت

******

خاک بوسِ در درگاه تو هستم جانا                       

تا ابد از میِ چشمان تو مستم جانا

دیدن روی تو در وقت نماز سحرم                      

دین و دل را به خدا برد زدستم جانا

                                                                                                           محمد دهقایدی

 

***************

در بغضهایم ،

شروه خوانی صد جنوب پیچیده 

با اندوهی منبسط و شرجی

 

مرا به دریا ببر !

تا در بندرگاه چشمانت 

تمام دریا را به ضجه بنشینم 

 

                                                          سیده لیلا موسوی

یکشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۴ 16:16 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)