تفاوت فرهنگی
آهو گفت: شوخی سرش نمیشه, تا براش عشوه میام جفتک می اندازه.حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: آبروم پیش همه رفته , همه میگن شوهرم حماله.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عین طویله است.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: اعصابم را خرد کرده , هر چی ازش می پرسم مثل خر بهم نگاه می کنه.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: تا بهش یه چیز می گم صداش رو بلند می کنه و عرعر می کنه.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: از من خوشش نمی آد, همه اش میگه لاغر مردنی , تو مثل مانکن ها می مونی.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آیا همسرت راست میگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا این کارها رو می کنی ؟
الاغ گفت: واسه اینکه من خرم.
حاکم فکری کرد و گفت: خب خره دیگه چی کارش میشه کرد.تو....
دو روز پیش کلاسی در اداره آموزش برای پرسنل برگزار شد و موضوع مورد بحث " فرهنگ سازمانی " بود .اصولا در مبحث مدیریت، تفاوت فرهنگی برای من خیلی جذاب می باشد و مرا وادار به مطالعه بیشتر می کند . در پست های قبلی نیز به تفاوت فرهنگی بین ملل اشاراتی کرده ام . داستان ازدواج آهو و الاغ داستانی زیبا والبته بسیار آموزنده است ، اینکه می بایست در همه زمینه ها به خصوص ازدواج ، تفاوت فرهنگی مد نظر قرار گیرد .
قبل از رجوع به داستان ذکر شده ، به بحث فرهنگ می پردازیم . همانطور که می دانیم فرهنگ تعاریف زیادی دارد .از منظر تاریخی هر آنچه را که از یک نسل به نسل دیگر منتقل می شود را فرهنگ می گویند .(برای مثال فرهنگ مهمان نوازی بوشهری ها). از منظر هنجاری ، به شیوه زندگی کردن افراد بر می گردد یعنی شیوه زندگانی است که یک اجتماع یا قبیله از آن پیروی می کنند به عنوان مثال به شیوه زندگی کولی ها و عشایر می توان اشاره کرد. از منظر روانشناختی نیز به عادات مشترک بر می گردد برای مثال بوشهری ها که در ساعت ده صبح مغازه ها را باز می کنند.و در تعریف جامع تر از منظر ساختاری به آداب و رسوم و ارزشها و اصولی بر می گردد که یک کشور را از دیگران مختص می کند . به طور مثال در بحث سازمانی نوع پوشش پرسنل نظامی با پرسنل ادارات دیگر فرق می کند . نوع پرداخت پاداش و ارتقا از یک سازمان به سازمان دیگر فرق می کند.
برگردیم به داستان . آهو میگه شوهرم حماله . دقت کردید ترک ها خیلی کاری و به اصطلاح حمالند . فرهنگ ترک ها اینگونه است . یا عرب ها تن پرورند . می دانیم فرهنگ خوب وبد نداریم بلکه این رفتار است که زشت وزیبا تعریف می شود . ما فرهنگ قوی و ضعیف داریم . وقتی سازمانی طوری عمل کند که ایجاد تعهد برای پرسنل بوجود بیاورد و این فرهنگ جایگزین قوانین و مقررات شود می گوییم فرهنگی است قوی . پس الاغ را نمی توان به دلیل حمال بودن بکوبیم چرا که فرهنگش اینگونه است.
در جایی دیگه میگوید مثل خر بهم نگاه می کنه. حتما با اینگونه آدم ها برخورد داشته اید . بعضی ها وقتی چیزی بهشون می گویید که به مذاقشان خوش نمی آید ، فقط خیره به شما می شوند و البته کفرتان را در می آورند . برخی با تشر با اشاره دست به شما حالی می کنند خفه شو. برخی ها در اتاق را بهت نشون می دهند و می گویند " رو کن " .
در جایی دیگه می گوید صداش رو بلند می کنه و عرعر می کنه . دشتستانی ها خیلی بلند صحبت می کنند ، یا وقتی در را می بندند محکم می بندند . دلیل آن هم به اطمینان یافتن از بسته شدن دربر می گردد . قدیم ها به دلیل تاخت و تاز های بیشمار به برازجان این نوع فرهنگ نسل به نسل انتقال پیدا کرده ( تعریف تاریخی ).دیروز توی بیمارستان برازجان بودم از فاصله ۲۰ متری ، پنج خانوم در راهرو به سمت من می آمدند . از اون فاصله صداشون می آمد و جالب اینکه وقتی کنار من رسیدند هر پنج نفر گوینده بودند و شنونده ای وجود نداشت .( جل الخالق ، به قول یکی از دوستان قریت خدایه
).
در آخر داستان ، " تو ...." را می بینیم . یعنی اگر اون خره تو باید هوش فرهنگی داشته باشی . برای هوش فرهنگی به ترتیب چهار بخش داریم :
۱-نگویید مثل من باش .آدم ها متفاوتند و باید به این تفاوت ها احترام گذاشت .
۲- قوانین مرا دنبال کن .
۳- شبیه پروتوس یونان قدیم شدن. پروتوس کسی بود که هر وقت می خواست ارتباط برقرار کند مثل آن می شد . با حیوون مثل حیوون رفتار می کرد . آهو در اینجا می بایست شبیه الاغ می شد و البته الاغ هم باید هوش فرهنگی می داشت .
۴- معوق گذاشتن سلطه فرهنگی خود .بدین منظور ضمن از بین نبردن فرهنگ خود به فرهنگ طرف مقابل نیز احترام بگذاریم. البته در این راه که چگونه بتوانیم فرهنگ خود را حذف نکنیم نیاز به دقت عمل ، مهارتهای فردی و دانش هست .
روش های غلبه بر تفاوت فرهنگی :
۱- توقع سازگاری نداشتن از دیگران .
۲- درک تفاوت های فرهنگی
۳- تبدیل شدن به فردی با هوش فرهنگی بالا
در آخر نیز کتابی با عنوان هوش فرهنگی با ترجمه میرسپاسی و احمد ودادی به علاقه مندان موضوع مورد بحث معرفی می کنم .
ادامه دارد......








