ادبیات و انقلاب شکوهمند اسلامی
درود بر همراهان همیشگی وبگاه .
پوزش خدمت استاد عزیز جناب آقای جعفری بابت درج با تاخیر مطلب پیش رو . در این پست مشروح ادبیات و انقلاب اسلامی تقدیم می گردد .
شب پنج شنبه 22/بهمن / 1394 نشست انجمن ادبی باران در محل دبیرستان امیرکبیر وحدتیه تشکیل شد .در این نشست با حضور جمع زیادی از اعضا و دوستداران شعر و ادب در مورد مسایل گوناگون ادبی و ارتباط ادبیات با انقلاب اسلامی بحث و تبادل نظر گردید. سپس اعضا و شاعران شرکت کننده به شعر خوانی پرداختند.

ادبیات و انقلاب شکوهمند اسلامی
بسم ال... الرحمن الرحیم
با عرض سلام خدمت حاضران در جلسه و با کسب اجازه از استادان خودم که در جلسه حضور دارند . تصمیم دارم امشب به مناسبت این سالگرد فرخنده چند دقیقه ای در رابطه با ادبیات و ارتباط آن با انقلاب اسلامی وقت شریفتان را بگیرم و چند جمله ای در این خصوص به عرض برسانم .
قبل از هر چیز تعریفی لغوی از ادبیات و سپس انقلاب داشته باشیم . عزیزان ، ادبیات را از نظر لغوی دوگونه تعریف کرده اند بعضی معتقدند که این واژه در فارسی باستان واز ریشه ی «دیو» و سپس «دو» و بعد«دب» است و دیو در فارسی باستان با سه معنی آمده یکی دیو به معنی کوه که هنوز در واژه ی دیوار هست ؛ یعنی این واژه دیو+وار است یعنی مانند کوه و دیگری دیو به معنی پلید و بد و یکی هم دیو به معنی خط و نوشتن که در واژه های دبستان و دبیر و دبیرستان و...هنوز هست و ادبیات از این مقوله است.
اما بعضی دیگر هم ریشه این کلمه را عربی می دانند و می گویند در حوزه ی تربیت و از اشتقاق ادب و تأدیب و.... است.
حال این واژه از هر ریشه ای که باشد ؛ ادبیات استفاده ی هنری از زبان است و زبان که یکی از وسایل ارتباطی بشر است و البته غیر از انسان ها موجودات دیگر هم هستند که از زبان برخوردارند و در پیام رسانی و انتقال مقصود و منظور از آن استفاده می کنند ؛ اما زبان انسانی ویژگی های خاص خود را دارد زیرا انسان دارای اندیشه و عاطفه است پس با استفاده از زبان علم و هنر و ادبیات را خلق کرده .
ادبیات یکی از زیر ساخت های فرهنگ نیز هست و مردمی که دارای فرهنگی غنی باشند ادبیاتی پر بار و تاثیر گذار نیز دارند و در این جا به اختصار تعریفی از فرهنگ عرض می کنم .
فرهنگ اصطلاحی است که از دو تکواژ «فر» و « هنگ» درست شده ؛ فر یا پر یعنی حرکت به جلو و پیشرفت و هنگ یعنی همگانی در واژه ی هنگامه ، هنگمن که بعد شده هنجمن و اکنون می گوییم انجمن هست و روی هم «فرهنگ » یعنی شکوه و افتخار جمعی و شامل ارزش هایی می شود که همه ی اجتماع به آن افتخار می کنند و آن ها راپاس می دارند .
ادبیات در طول تاریخ بشر ظرفی زرین بوده است که مسایل علمی ، فلسفی ، اجتماعی و.... را در خود نگهداری کرده . امروزه ادبیات در شاخه های مختلف علم و فن بشر کاربرد دارد به عنوان مثال در روان درمانی شعر درمانی( poemtrapy )داریم .
دانشمندان و عالمان هرکدام با ادبیات سروکار داشته اند و در ادبیات طبع آزمایی کرده اند در علم و دانش تخصصی خود نیز موفق تر بوده اند اگر بخواهیم درادب فارسی نمونه ذکر کنیم مانند : شیخ الرییس ابوعلی سینا ، زکریای رازی ، ابوریحان بیرونی ، خیام ، حکیم ناصر خسرو وبسیاری دیگر مشرب ادبی نیز داشته اند والبته شهرت حکیم ناصر خسرو در ادبیات آنقدر بیشتر است که به شاعری شهره است در صورتی که ایشان یکی از رهبران شیعه ی اسماعیلی واز سوی علویان یا فاطمیان مصر به عنوان حجت خراسان به آن سامان برگشته بود ه است که مقاصد خود را بیشتر در قالب شعر و ادب بیان می کرده .
ادبیات در دوبخش نثر و نظم ارایه می شود و ادبیات منثور از شکل دیگر قدیمی تر است . چراکه اولین شکل ادبیات داستان های روایی یا به عبارت دیگر اسطوره و سپس حماسه است و اسطوره داستان هایی است که هر قوم و ملتی که دارای اسطوره باشد در مبارزه با طبیعت و شکل دادن زندگی ساخته و پرداخته است و امروزه جزیی از ماهیت فرهنگ یک جامعه است که هویت فعلی را شکل می دهد یعنی مردمی که دارای اسطوره و کهن الگو باشند از اصالت برخورداند .
چون قصدمان است که پیوند ادبیات و انقلاب شکوهمند اسلامی سال 1357 ملت ایران را بررسی کنیم لازم است عرض کنم که انقلاب همانطور که از واژه پیداست یعنی واژگونی و دگرگونی . این کلمه ی عربی و از مشتقات آن قلب و منقلب و تقلب و... است .
جا دارد در ارتباط ادبیات کهن پارسی و انقلاب به یک خیزش اسطوره ای ؛ یعنی ، قیام گاوه یا کاوه ی آهنگر در برابر اژی دهاک نیز اشاره کنیم که یکی از خیزش های مردمی در برابرظلم و ستم هست که سرانجام مردم دور کاوه گرد می آیند و علیه ضحاک قیام می کنند و او را دستگیر کرده و در دماوند کوه به بند می کشند و آفریدون را به شاهی بر می گزینند و این داستان در شاه نامه ی فردوسی آمده و دارای نماد ها و اسطوره هایی است که بنا نداریم امشب به جزییات آن بپردازیم وبه همین اندازه بسنده می کنیم . ولی همین قدر بگوییم که شاه نامه که یکی از شاهکارهای ادبی دنیا است این خیزش و انقلاب مردمی را در کنار هزاران داستان ارزشمند دیگربه خوبی شرح کرده
انقلاب های بزرگ و مردمی دنیا همه از پشتوانه ی ادبی در روشنگری مردم بهره مند بوده اند به عنوان مثال اقلاب کبیر فرانسه که مردم علیه لویی شانزدهم قیام کردند و جریان های آزادی خواهی متحد شدند و سرانجام او را گرفتند و در میدان شهر با گیوتین سر بریدند یا رنسانس خود به نوعی انقلاب علمی و فرهنگی و مردمی بود علیه خودرایی کلیسا یا انقلاب اکتبر روسیه در سال 1917 میلادی که سرانجام بلشویک ها به رهبری لنین پیروز شدند و سرانجام استبداد تزار پایان یافت و دیگر جریان ها کنار گذاشته شد و کمونیست ها در روسیه حکومت شوراها را روی کار آوردند. این انقلاب ها هم از ادبیات قوی بهره مند بودند
از دیگر انقلاب ها ی آزادی خواهی انقلاب مشروطیت است که مردم ایران بعد از اصلاحات امیر کبیر مانند تاسیس دارالفنون .اعزام دانشجویان به فرنگ و تاسیس روزنامه ها در ایران و رواج ادبیات با مضامین نو و آشنایی با زندگی مدرن در کشورهای اروپایی سرانجام ندای آزادی خواهی در مملکت ایران به گوش رسید و در بسیاری از نقاط ایران و شهرهای بزرگ مثل پایتخت و شهرهایی مانند تبریز و اصفهان و شیراز و دیگر جا ی ها علیه استبداد و خودرایی شاهان قاجار قلمها به جریان افتاد و شعرها و داستان ها و سرگذشت ها نوشته شد تا این که در سال 1285 خورشیدی مظفرالدین شاه را مجبور به امضای پیمان مشروطیت کرد ند و اما چیزی طول نکشید که روی در نقاب تراب کشید و پسرش محمد علی میرزا بر تخت نشست و گفت مملکت احتیاجی به مجلس و شورا و وکیل ندارد مملکت یک شاه می خواهد و او منم و دستور داد مجلس را به توپ بستند و آزادی خواهان را برخی به دار آویختند و بعضی گریختند ورهبران سیاسی و مذهبی سید عبدالله بهبهانی ، سید محمد طباطبایی ، در این جریان مصون نماندند وشیخ فضل الله نوری که داعیه ی مشروطه ی مشروعه داشت پس از کودتای آزادی خواهی و دست گیری محمد علی شاه که در باغ شاه محصور شد و استبداد به اصطلاح صغیر پایان یافت اما شیخ فضل الله جان بر سر خواسته ی خود گذاشت و در دادگاهی به قضاوت یپرم خان ارمنی که در جرگه ی آزادی خواهان بود به طرفداری از استبداد محاکمه و به دار آویخته شد در دوران اول آزادی خواهی و در دوره ی استبداد صغیر و حتی بعد از پیروزی مجاهدین به رهبری ستارخان و باقر خوان از تبریز، محمد ولی تنکابنی از رشت و سردار اسعد بختیاری از اصفهان و قشون بختیاری در فتح تهران اشعار و نوشته های شاعرانی مانند ملک الشعرا (بهار) و سید اشرف الدین حسینی (نسیم شمال )علامه دهخدا ، میرزاده عشقی ، عارف قزوینی و در دوره بعد فرخی یزدی و بسیاری دیگر شور حماسی و هیجان انقلابی را تشدید می کرد.
انقلاب شکوهمند اسلامی مطالبه ی جناح مذهبی انقلاب مشروطیت و همان چیزی بود که گلوی شیخ فضل الله را به خاطر آن فشردند ولی پس از انحراف مشروطیت و منتهی شدن به استبداد رضا خانی پس از کودتای اسفند 1299 خورشیدی سرانجام در مجلس شورا این خواسته همواره مطرح بود و کسانی مثل مرحوم مدرس و سید جعفر مزارعی و تنی چند از روحانیونی که ندای اسلامی بودن مصوبات را سر می دادند و مواظب بودند لیبرالیسم و جریان های انحرافی چپ و راست در مملکتی که اکثریت مسلمان شیعه است بر کرسی ننشیند تا این که قیام سال چهل ودو پیش آمد و روح الله ، روحانی نترس و بی باک به دلیل مخالفت علنی با کاپیتالاسیون و برخی مصوبات غیر اسلامی تبعید شد و دیگر جریان های آزادی خواهی چپ و راست یا به زیر زمین و مبارزه ی مخفی روی آوردند و یا فرار را بر قرار ترجیح دادند و متاسفانه عده ای هم به دار آویخته شدند اما همواره خاطرات این ها و زندگی نامه ها و شرح ماجراها که به زبان احساسی نوشته می شد و اشعاری که در سلحشوری آنان به صورت حماسه سروده می شد و شاخه های مختلف ادبی را تشکیل می داد همان ظرف زرین ادبیات بود و مظروف آن ادبیات انقلابی و نویسندگان آزادی خواه چه راست مذهبی مانند شهید مطهری ، دکتر علی شریعتی و تنی چند از دیگر شاعران و نویسندگان و شاعرانی مثل سیاوش کسرایی ، خسرو گلسرخی ، اخوان ثالث ، افشین سرفراز، مجتبی میر زاده ، کرامت ا... دانشیان و در ماه های نزدیک به انقلاب حمید سبزواری ( پدر شعر انقلاب ) ،بانو سپیده کا شانی ، قیصر شاعران (امین پور)، مفتون امینی ، و بسیاری دیگر
البته این هایی که نام بردم بیشتر شاعرانی هستند که روزهای پیروزی انقلاب اسلامی و کمی قبل از آن سرود های انقلابی و آهنگ هایی مهیج از روی اشعار آن ها ساخته شده که هر سال در بهمن ماه گوش هر ایرانی را می نوازد و روح حماسی انقلاب و آزادی را در فضای ایران زنده می کند وگرنه بسیارشاعران و نویسندگان دیگر نیز در این زمینه خلق اثر کرده اند . در پایان چند شعر از هزاران شعری که در این خصوص خلق شده و ثبت و ضبط گردیده تقدیم شما حاضران در جلسه می کنم و تکه ای از این سرود ها را پخش می کنم
غزلی از حضرت امام (ره)
کاش روزی به سر کوی تو ام منزل بود
که در آن شادی و اندوه مراد دل بود
کاش از حلقه ی زلفت گرهی در کف بود
که گره باز کن عقده ی هر مشکل بود
دوش کز هجر تو دل حالت ظلمتکده داشت
یاد تو شمع فروزنده ی آن محفل بود
دوستان می زده و مست و زهوش افتاده
بی نصیب آن که در این جمع چو من عاقل بود
آن که بشکست همه قید ، ظلوم است و جهول
آن که از خویش و همه کون و مکان غافل بود
در بر دل شدگان علم حجاب است حجاب
از حجاب آن که برون رفت به حق جاهل بود
عاشق از شوق به دریای فنا غوطه ور است
بی خبر آن که به ظلمتکده ی ساحل بود
چون به عشق آمدم از حوزه ی عرفان دیدم
آن چه خواندیم و شنیدیم همه باطل بود
1-اولین سرود با تشریف فرمایی حضرت امام خمینی در فرودگاه و در استقبال از ایشان :
شعر : استاد حمید سبزواری آهنگ ساز : سید حمید شاهنگیان اجرا : گروه کر
خمینی ای امام ، خمینی ای امام ای مجاهد ، ای مظهر شرف ، ای گذشته زجان در ره هدف.......
2- اولین سرود پس از تسخیر رادیو تلویزیون:
شاعر : سیاوش کسرایی آهنگ ساز : ............. اجرا : گروه کر
ای سرود آوران سپیده / ای شهیدان در خون تپیده / مژده مژده ، شد ستم گم / خشم مردم / باز علم کرد /
پرچم کاوه از دادخواهی / تا رباید / از سر بد کنش ، تاج شاهی ..........
3- یکی از سرود های پس از پیروزی انقلاب ، بهاران خجسته باد
شاعر : کرامت ا... دانشیان آهنگ ساز : اسفندیار منفرد زاده اجرا : ............
هوا دلپذیر شد گل از خاک بر دمید // پرستو به بازگشت زد نغمه ی امید
به جوش آمده است خون درون رگ گیاه // بهار خجسته فال ، خرامان رسد زراه
به خویشان به دوستان به یاران آشنا // به مردان تیز خشم که پیکار می کنند
به آنان که با قلم تباهی دهر را // به چشم جهانیان پدیدار می کنند
بهاران خجسته باد ، بهاران خجسته باد
4- سرود باشعر سپیده کاشانی :
به خون گر کشی خاک من دشمن من // بجوشد گل اندر گل از گلشن من
تنم گر بسوزی ، به تیرم بدوزی // جدا سازی ای خصم ، سر از تن من ....
5- سرودی از مجتبی میر زاده با شعر :
قسم به اسم آزادی / به لحظه ای که جان دادی /
به قلب از هم پاشیده / شهید در خون غلتیده /
که راه ما ، باشد آن راه تو ای شهید 2
همه به پیش / همه به پیش / به یک صدا / جاودان ایران عزیز......
6- سرود این بانگ آزادی
شعر : حمید سبزواری با صدای استاد محمد گلریز
این بانگ آزادی / کز خاوران خیزد/فریاد انسان هاست / کز نای جان خیزد/ اعلام توفان هاست /کز هر کران خیزد ....
7- سرود بانگ رحیل
شعر: استاد حمید سبزواری با صدای استاد حسام الدین سراج
وقت است تا بار سفر بر باره بندیم / دل بر عبور از سد خار و خاره بندیم
از هر کران بانگ رحیل آید بگوشم /بانگ از جرس برخاست وای من خموشم
با پوزش از شنوندگان و سپاس از این که حوصله به خرج دادید البته موضوع بسیار گسترده است و نمی توانم با زبانی الکن ومزجاتی اندک دین مطلب کنم .
خدایا چنان کن سر انجام کار / تو خشنود باشی و ما رستگار
حسین جعفری








