خط شکن بی ادعا
بسم الله الرحمن الرحیم
یک روز پدرم برایم تعریف می کرد از یک شیرمرد بی ادعا درجنگ با دشمن، ازتیپ 110شهید بروجردی در(مهاباد) کردستان " نادرمحمدی" که بی سیم چی گردان بود. با سه تن ازیاران شهید چمران که برای شناسایی موقعیت مکانی دشمن رفته بودند.با اینکه در کردستان کوههای بلندی وجود دارد.آن روزی که آنها می خواستند عملیات راشروع کنند.بچه های تیپ می بایست از کوه بالا رفته و کوه را از دشمن می گرفتند . نادرمحمدی با بچه های شناسایی عملیات به هرنحوی که بود خود را به نزدیکی دشمن می رسانند .ناگهان دشمن از حضور نادروبچه های شناسایی عملیات آگاه می شود، باتیربارآنها را به رگبار میبندد درهمان لحظه نادر به پشت صخره ای می پرد وسنگر میگیرد. در آنجا سه نفرازیاران شهید چمران به شهادت می رسند.
بچه های تیپ که در پایین کوه داشتند خود را به بالای کوه می رساندند.( درآن موقع فصل بهاروعلفهای کردستان بلندبود.)وقتی دشمن از موقعیت بچه های تیپ با خبر شد. تیربار را به سمت پایین کوه گرفته وشروع به رگبار می کنند .در همین موقع بچه های تیپ خود را درلابلای علفها وسنگها استتارکردند.میدان نبرد طوری بود که کسی جرات نمی کرد سرخود را بالا بیاورد.چند دقیقه ای گذشت آن خط شکن بی ادعا "خدا خواست احمدی " کمک تیر بارکه روحیه خیلی بالایی داشت.به دوست خودتیربار چی گفت: که نادرشهید نشده! تیر بارچی گفت: نادر شهید شده.بعد دوباره خداخواست گفت:نادر شهید نشده وخودم دیدم که نادر خودش پشت یک سنگ بزرگ سنگر گرفته بود.
این را گفت وتیر بار را از دست تیربارچی کشید ودوباره آن شیرمرد خدا در لابلای باران تیر بلند شد وبا صدای بلند اسم سالار شهیدان را صدا کرد. بلند شد تا مانند ابوالفضل العباس(ع) راه را باز کند.وشوری درتیپ 110 شهید بروجردی افتاد ودشمن را به رگبار بست وبعد آن مردان خدایی پشت سر خداخواست یکی یکی بلند شدند وپس ازلحظاتی درگیری با دشمن موفق به شکست دشمن شدند.بعد ازشکست دشمن دیدند نادر به قول آن خط شکن زنده است وسنگرگرفته بود.وقتی نادرازسنگربیرون آمد ترس از اینکه اسیر شود کدهای عملیات را خورده بود و رمز بی سیم راعوض کرده بود .باید احسنت گفت به این همه شجاعت ودلیری وغیرت ومردانگی به شیر مردان خدا.
ارسالی از ابوالفضل مرادی
گوینده خاطرات:جانباز60%مراد مرادی
@moziribeyvara








