مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

باقرم، مهربان رفیق.. ( پست هجدهم )

چه دلتنگم امشب ،      

نمی خواهم زانو هایم را تنگ در آغوش بگیرم،

چون خیال تو تنگ در آغوش من است.

وه چه سنگین است خاطرت ،

باقرم، مهربان رفیق..

چقدر خبر کوتاه وغیره منتظره بود

چهره خندان ودوست داشتن ات

چه زود رو به آسمان کرد ورفت

ای در خاطرم.....

بی تو ...

دلی دارم به پریشانی رود

سری به حیرانی دود

چشمی به گریانی ابر

غمی به وفا داری بخت

نه اقبال خوشایندی دارم

نه مرگ ظفر مندی

ای دوست دیده.

مظلومانه وغم انگیز مانده ام که چه کنم ..

ودرد دل کهنه را به کجا ببرم

چند صباحی که از گنبد مینا پرواز کردی ، ومارا چشم به راه آسمان بهت زده وحیران تنها گذاشتی..

نازنین رفیق،

افسوس که نه پای رفتن داریم ، نه توان ایستادن، لنگ لنگان قدمی بر می داریم ، ودر کوره راه زندگی دربه در وسرگردانیم

ای همیشه در یاد..

می توان گفت چه تلخ

یا چه سنگین وسیاه

یا به افسوس و فغان وصد آه

می توان در پی اندوه وغم رفتن آن یار رحیم

صبح هر روز به اندازه صد سال گریست ... .

بباد عزیز جان ها باقر

 

محمود شبانکاره

شنبه پنجم تیر ۱۳۹۵ 14:50 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)