مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

کاش دوباره می آمدی از در... ( پست نوزدهم )

    

 

ز سی سال گذشته تا به امروزم،

تو بودی سر مشق تمام کار و افکارم،

همان دوران که من کودکی بودم،

به بازی می گذشت بیشتر روزگارم،

تو بودی سرو قامت میدان نبرد،

همان دوران که کاشتی در دلم بذر جوانمردی،

تشنه کوله بار خاطرات جنگ تو بودم،

کاش دوباره می آمدی از در...،

کاش دوباره می گفتی از خاطراتت،

همان حرف هایی که می گفتی از ته دل،

صداقت موج می زد در کلامت،

و من تصویر جنگ خیالی می ساختم در دل،

آه، عزیزم توان مرور اینهمه یاد تو را در دل ندارم،

تو هم در رزم و هم در کار و هم در مشق،

محال من که نه ، تمام دوستان من بودی،

قسم های من و فامیل جان عزیز تو بود،

برادر جان سیل اشکم امان از من بریده است،

تصور کردن این درد دوری هم،

کشد آتش به جانم،

ولی افسوس و صد افسوس،

که دیگر نشنوم نوای دل نشینت از این قاب بی جان،

بیا امشب به خوابم تا نشینم در برت،

چو طفل مکتبی گیرم هزاران پند از کلامت،

به ظاهر رفته ای از پیشم اما،

هنوزم در دلم رزمنده ای آری تو زنده ای،

سینه تو محرم اسرار ما بود،

کلامت دلنشین چون سرخی غروب دریا بود،

به قامت مژگانم نشسته صد سیل غم،

تماشایی ست، به چشمی بر هم زدن این سیل،

خوب دارم به یاد آن صفای جونم گفتنت را،

به جمکران و بام ایران و شهر فرهنگم ببردی،

به ایام شباب تا به امروز ،

راه و رسم زندگی ام آموختی،

قسم به لیله القدر، همانا خادم الحسین ما تو بودی،

همانا به فریادت رسد در روز محشر،

همان خشت های آسمانی صحن زهرای اطهر، 

 «دهم خرداد ماه 1395

بیاد برادر عزیزم باقر ارشدی،

 این چند خط دل نوشته های دل  داغدیده 

 

                                                                علی ارشدی»

شنبه پنجم تیر ۱۳۹۵ 17:54 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)