سومین صفحه از هفتمین شماره دو هفته نامه شعر و ادب

زمين"
خميازه هاي كشدار
فشار خون پايين
پوست ترك خورده
و فرزنداني نامهربان!
موهاي جوگندمي و سپس سپيد
آب
حباب
سراب!!
درد را مي دانيم
درد را مي بينيم
درد را مي گوييم
اما به دير
به بعد
به دور!
جان زمين دارد به خاك مي افتد!!
"عبدالرحمن بابا احمدي"
***

آنقدر نیامدی
که چشمهام شکوفه های شب بو شدند
و درختان نارنج
خوشه خوشه انگور زاییدند
و مرغ عشقها، قناری شدند
آنقدر نیامدی
که پیامبرت خانه نشین شد
و خیابان به راه افتاد
تا سپیده سحر به طور برسد
شاید!
معجزه ای بیاورد
آنجا که
شعله ای آتش
موسی را
به پیامبری رساند...
ساره نجفی








