سومین صفحه از هشتمین شماره دو هفته نامه شعر و ادب

پارسال را مرور کن
گلوی بریده ی اکنون
خس خس می کند از خالی تو
از شدت دیوار
رویا در شاخه ی کنار
دق کرده است
ابرها را مرور کن
چه کسی تاب این تشنگی می آورد ؟
گرسنگی زنبور از بی عملی نیست
عنکبوت با دهان پر
بازی می دهد اسیر تازه اش را
پرواز را مرور کن
آخر پاییز شروع یخ زدگی ست
و بافه های پر در دهان گربه
حکایتی ست .
حسین باقری
***
شاید
به اندازه ای که در زندگی
اعتراف آزادی را
ناتمام نهاده ام
لبخندهایم هم
نیمه کاره مانده اند .
گودرز رحیمی
*****
آمده شهریور و شهر دلم ویران شده
تا اسیر ناله ها و غصه ی هجران شده
بوی پاییز قشنگ آید ز شهریور ولی
در دلم آتش بود چون ظهر تابستان شده
فصل ناز عاشقی کم کم رسد از راه و باز
قلب دریایی من از هجر او طوفان شده
ابراهیم ذوالفقاری








