دلنوشته ....
هم اکنون بعدازگذشت سالهاهنوز هم طعم ملس کودکیهایم زیرزبانم باقی مانده.طعم همان لواشک های قرمز10تومانی که باشوق زیادولب ولوچه ی آب افتاده ازمغازه ی عموپهلوون می گرفتیموبادقت زیادآن راازپلاستیکش جدامی کردیموبالذت وصورت های جمع شده می خوردیمش. یادش بخیرتوپ قلقلی عزیزم،همانکه نداشتمش، همانکه مشق هایم راخوب نوشتموپدرم آن رابه من عیدی داد، می دانیدکه کدام رامیگویم آری همان! همانکه به زمین زدمش هوارفتودیگرهیچوقت نفهمیدم کجارفت...هی ی ی چقدربخاطرش گریه کردم هنوزهم که هنوزاست هیچ توپ قلقلی سرخوسفیدوآبی نتوانسته جایش رابرایم پرکند.یادش بخیرچقددلم برای آن کوچه ی بن بست معروف تنگ شده، همان که حتی روزهاهم ترسناک بودرامیگویم همانیکه درآن جزیک خانه باغبزرگومتروکه خانه ی دیگری نبود همانکه تا1کیلومترپشتش هیچ خانه ای به چشم نمی خوردهمسایه هامی گفتندکه شبهاازآن ناله ی مردی بلندمی شود...وای هنوزهم بایاداوری آن تنم به لرزه به لرزه می افتد، هنوزهم به فکرآنم که آیاآن خانه باغ متروکه بود؟ واینکه چه چیزی باعث می شودکه یک مردباتمام مردانگیش هرشب اینگونه باصدای بلندناله سردهد...یعنی دردداشته، شایدهم چیزی فراترازدرد... راستی در، آن خانه باغ چه رنگی بود؟ آبی قرمز شایدهم زنگ زده نمی دانم نمیدانم چرابااینکه همیشه درباره ی آن خانه کنجکاوبودم ولی هیچ وقت ازهیچکس هیچ چیزدرموردش نپرسیدم نمی دانم ولی شایدمی خواستم آن کوچه ی بن بست، آن خانه باغ بزرگ، آن درخت ته کوچه که هیچوقت نفهمیدم چرابرعکس همه ی درختان درفصل بهاربرگ هایش زردمی شودومی ریزدومهم ترازآن، آن مردنالان راباخیال کودکانه ی خودم تعبیرکنم وشایداین چیزهابه چیزی وراء دیده های چشم وشنیده های گوش محتاج باشدچیزی به زیبایی یک دیدگاه ساده ی کودکانه که نه موشکافانه باشدونه ژرف نگر... روزهای کودکیممثل بادباعجله ازجلوی چشمانم گذشت وتنهاچیزهایی که هنوزهم پابرجاست اینهاهستند:من هنوزهم همان دیوانه ی باران پاییزیم همان عشق همیشگیم ، همانی که وقتی ازراه می رسدساعت هاباادخلوت می کنم همدیگررادرآغوش می گیریم ، گریه می کنیم ، می خندیموکنارهم راه می رویم وحرف می زنیم من ناگفته های این یک سال رابرای اوبازگومی کنم واورازبقارا... ودیگراینکه هنوزهم آن شمع بی پروانه ی بالای دفترچه ام راموقع نوشتن روشن می کنم اوآب می شودو... من خالی... ومن هنوزهم همان دخترک مومشکی همان"ساغر نوشته هایم هستم همین ودیگرهیچ.
سارا فلیونی








