دومین صفحه از نهمین شماره دوهفته نامه شعر و ادبیات
![]()
آدم خواب زده آفتاب دزد می شود
و طلوع جهان برای مدت نامعلوم
به تعویق می افتد
از تاریکی استفاده کن
و از تمام جهات بگریز
زاویه ی تازه ای برای تابیدن کشف کن
آفتاب که بمیرد
آتش دوباره از گور سنگ بلند می شود
هرکس جهان خودش را برمی دارد و می دود
معاشقه ی مورچه ها زیر پا له می شود
و تنهایی ابدی فرا می رسد
حسین باقری
بیا آرامش مطلق و دور از اضطرابم کن
به بیداری گرفتارم بیا در گیر خوابم کن
بچینم خوشه در خوشه که من انگور انگورم
و در شهریور داغ نفس هایت شرابم کن
به دست شاخه ی لذت هوای سرخی سیبم
تو ای آدم ترین آدم ! به جستی ارتکابم کن
رضاخان باش و در هم اقتدار روسری بشکن
و با اخم دو چشم قلدرت کشف حجابم کن
بکش بر پاره ی روحم لطیف مخمل مهرت
پس از اتمام این شیرازه بندی ها کتابم کن
نخواه غیر از خودت من قصر آمال کسی باشم
تو می خواهی مقیمم شو نمی خواهی خرابم کن
شریک خلوتش باش وبه حرفش گوش کن امشب
دعایش من اگر بودم ، خدایا ! مستجابم کن .
روشنک شولی -(حوا)
****








