دومین صفحه از یازدهمین شماره دو هفته نامه شعر و ادبیات

"یادگاری"
سال ها پیش
با دستان کوچکم
نامت را
بر کنده ی درختی جوان نوشتم .
حالا
من دارم پیر می شوم !
و تو
آهسته آهسته
قد می کشی
و سبز پوش ِ برگها و ساقه ها
و هم آواز ِ
گنجشکها و آسمانها می شوی .
***
اگر دست من بود
اگر دست من بود
شب را از تو دریغ می کردم
ای ماه !
تا چراغ خاموش بگذری .
و روح ِ سرگردان " لورکا"
به بدرقه ات
از " گرانادا"
تا به هر چشمه ای
که تو سابقه ی آبتنی اش را داری
به راه نیفتد
آهوی هزار زخم ...
اگر دست ِ من بود.
اگر ....
علی حسین جعفری
****
خدا"
اگر دیدنی بود
پرستیدنی نمی شد
"آسمان"
اگر لمس کردنی بود
دست نیافتنی نمی شد
"هوا"
اگر داشتنی بود
خواستنی نمی شد
عشق من !
"تو"
نه دیدنی
نه لمس کردنی
و
نه داشتنی
تو"
حس کردنی هستی
و
" من "
با تمام جسم و روحم
حس ات می کنم .
- روشنک شولی -(حوا)








