مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی.

دومین صفحه از یازدهمین شماره دو هفته نامه شعر و ادبیات

 

"یادگاری"

سال ها پیش

با دستان کوچکم

نامت را

بر کنده ی درختی جوان نوشتم .

حالا

من دارم پیر می شوم !

و تو

آهسته آهسته

قد می کشی

و سبز پوش ِ برگها و ساقه ها

و هم آواز ِ

گنجشکها و آسمانها می شوی .

***

اگر دست من بود

 

اگر دست من بود

شب را از تو دریغ می کردم

                       ای ماه !

تا چراغ خاموش بگذری .

و روح ِ سرگردان " لورکا"

به بدرقه ات

از " گرانادا"

تا به هر چشمه ای

که تو سابقه ی آبتنی اش را داری

به راه نیفتد

آهوی هزار زخم ...

اگر دست ِ من بود.

اگر ....

 

علی حسین جعفری

 

****

خدا"

 اگر دیدنی بود

پرستیدنی نمی شد

"آسمان"

 اگر لمس کردنی بود

دست نیافتنی نمی شد

"هوا"

 اگر داشتنی بود

خواستنی نمی شد

 

عشق من !

 

"تو"

نه دیدنی

نه لمس کردنی

و

نه داشتنی  

 

تو"

 حس کردنی هستی

و

" من "

با تمام جسم و روحم

حس ات می کنم .

 

 

- روشنک شولی -(حوا)

پنجشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۵ 11:28 سید حسام مزارعی

ابزار وبمستر

وبلاگ استت

| وبلاگ

ابزار وبمستر

آمارگیر وبلاگ

© مزیری - بی ورا( MOZIRI- BEYVARA)